برونسازمانی سرچشمه میگیرد. هدف اصلی گزارشگری مالی، بیان آثار اقتصادی رویدادها و عملیات مالی بر وضعیت و عملکرد واحد تجاری برای کمک به اشخاص برونسازمانی برای اتخاذ تصمیمهای مالی در ارتباط با واحد تجاری است (ولک و همکاران47، 2004). بر اساس نظر هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا، «گزارشگری مالی نه تنها شامل صورتهای مالی، بلکه در برگیرنده ابزارها یا روشهای اطلاع رسانی است و این ابزارها، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با اطلاعاتی ارتباط دارد که از طریق حسابداری ارائه میشود؛ یعنی، اطلاعاتی درباره منابع شرکت، داراییها، بدهیها، سود و غیره است» (هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا48، 1978). همچنین، بر اساس بخش مفاهیم نظری گزارشگری مالی استانداردهای حسابداری ایران (1376)، صورتهای مالی‌، بخش‌ اصلی‌ فرآیند گزارشگری‌ مالی‌ را تشکیل‌ می‌دهد. در حال‌ حاضر یک مجموعه‌ کامل‌ صورتهای‌ مالی‌ شامل‌ ترازنامه‌، صورت‌ سود و زیان‌، صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ و صورت‌ جریان‌ وجوه‌ نقد و یادداشتهای‌ توضیحی‌ می‌باشد. دیگر موارد تشکیل‌دهنده‌ گزارشگری‌ مالی‌ مواردی‌ از قبیل‌ گزارش‌ مدیران‌ درباره‌ فعالیت‌ واحد تجاری‌ و گزارش‌ تحلیلی‌ مدیران‌ می‌باشد که‌ همراه‌ با گزارش‌ حسابرس‌ مستقل‌ (و حسب‌ مورد گزارش‌ بازرس‌ قانونی‌) و صورتهای‌ مالی‌ مجموعه‌ای‌ تحت‌ عنـوان‌ “گزارش‌ مالی‌ سالانـه”‌ را تشکیل‌ می‌دهـد. سایر گزارشهای‌ مالی‌ که‌ به‌طور موردی‌ و با اهداف‌ خاص‌ تهیه‌ می‌شود دربرگیرنده‌ مواردی‌ از قبیل‌ گزارشهای‌ مالی‌ تهیه‌ شده‌ به‌ منظور دریافت‌ تسهیلات‌ مالی‌ از بانکها، گزارش‌ توجیهی‌ هیأت‌ مدیره‌ جهت‌ افزایش‌ سرمایه‌ در مورد شرکتهای‌ سهامی‌ و اظهارنامه‌ مالیاتی‌ می‌باشد.
بهطور کلی، اطلاعات به مثابه آگاهی یا دانشی است که شناخت استفادهکنندگان را شکل داده یا تغییر میبخشد و در نهایت به تصمیمگیری آگاهانه و یا به بازنگری در تصمیمهای اتخاذ شده در گذشته، منجر میشود (سازمان بورس و اوراق بهادار، 1386). از دیدگاه نیازهای استفادهکنندگان، گزارشگری مالی در اتخاذ تصمیمهای اقتصادی سودمند بهوسیله فراهم کردن اطلاعات مربوط برای استفادهکنندگان صورتهای مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایهگذاران بالفعل و بالقوه، نقش بسیار مهمی ایفا میکند (آن، 2009). اطلاعات حسابداری در بازار سرمایه دو نقش کلی ایفا میکند (فاستر49، 1986):
نقش سرمایهگذار فردی50: تمرکز این نقش بر انتخاب پرتفویی از اوراق سهام، بدهی یا سایر ابزارهای سرمایهگذاری برای یک فرد، شرکت یا مؤسسه است.
نقش تجمعی (گروهی) در بازار51: تمرکز این نقش بر قیمتگذاری تعادلی اوراق سهام، بدهی یا سایر ابزارهای سرمایهگذاری است. این نقش، شامل قیمتگذاری نسبی و مطلق اوراق سهام، بدهی یا سایر ابزارهای سرمایهگذاری میباشد.
به سبب نقش انکارناپذیر اطلاعات در بازار سرمایه، ادعا میشود که اطلاعات، گرانبهاترین دارایی در بورس است. در صورت تلقی اطلاعات بهعنوان نهاده، قیمت سهام، ستانده یا محصول خواهد بود. قیمت اوراق بهادار به اطلاعاتی ارتباط مییابد که سرمایهگذاران برای تصمیمگیری، از آن برخوردارند. اطلاعات، تعیین و تغییر قیمت را توجیه میکند. بنابراین، سرمایهگذاران مطلع، راهبردهای خود را بر مبنای بهکارگیری اطلاعات جدید، تدوین و توجیه میکنند. بدین ترتیب، تردیدی نیست که از نظر زمانی بین دستیابی به اطلاعات و تعیین قیمت، شکاف وجود دارد. بر این اساس، آنان که سریعتر به اطلاعات دست یافتهاند از نوعی مزیت برخوردار شدهاند، زیرا زودتر از دیگران میتوانند قیمت آینده اوراق بهادار، یعنی قیمتی که پس از انتشار عمومی اطلاعات شکل میگیرد را پیشبینی کنند (سازمان بورس و اوراق بهادار، 1386). این امر بیانگر اهمیت اطلاعات و لزوم حمایت سرمایهگذاران و اعتباردهندگان در برابر اقدامات گمراهکننده، اعمال فریبکارانه، دستکاری بازار، داد و ستد دارندگان اطلاعات نهانی و سوء استفاده از داراییهای آنهاست. افشای کامل و با کیفیت اطلاعات مؤثر بر تصمیمگیری سرمایهگذاران، راهکار مهمی برای تضمین حمایت از سرمایهگذاران است. در این صورت سرمایهگذاران بهتر میتوانند ریسک و بازده بالقوه سرمایهگذاری خود را برآورد کنند (مرکز تحقیقات و توسعه بازار سرمایه ایران، 1383).
بحث شفافیت و کیفیت افشای اطلاعات، همچنین یکی از جنبههای با اهمیت حاکمیت شرکتی52 محسوب میشود. اطلاعات شفاف را میتوان بهعنوان یکی از ابزارهای ایفای مسئولیت پاسخگویی مدیران دانست. هر چه انتشار اطلاعات در جوامع بیشتر باشد، امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه و ایفای مسئولیت پاسخگویی در مورد چگونگی تحصیل و مصرف منابع، بیشتر میشود. بنابراین، یکی از الزامات رشد و توسعه اقتصادی، دسترسی ذینفعان به اطلاعات شفاف و با کیفیت است. از این جهت شفافیت اطلاعاتی را میتوان پدیدهای اجتماعی دانست که بر روابط اجتماعی متقابل افراد ذینفع به شدت تأثیر میگذارد (حساسیگانه و خیرالهی، 1387). افزونبر این، شفافیت اطلاعاتی و ارائه اطلاعات صحیح و به موقع توسط شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار، یکی از مهمترین عوامل مؤثر دستیابی به یک بازار سرمایه کاراست (فاستر، 1986؛ نمازی، 1382الف؛ و تجویدی، 1387).
چندین تعریف کیفیت اطلاعات مالی در ادبیات مرتبط با آن مطرح شده است. برای نمونه، بارث53 و اسچیپر54
(2008) ادعا میکنند که کیفیت اطلاعات مالی، حدودی است که گزارشهای مالی، امور اساسی اقتصادی55 یک واحد تجاری را به گونهای که به آسانی برای استفادهکنندگان از آن گزارشها قابل فهم است، آشکار میکند. از دیدگاه حسابداری، امور اقتصادی اساسی یک واحد تجاری شامل منابع واحد تجاری (داراییها)، ادعاها نسبت به آن منابع (بدهیها و حقوق صاحبان سهام)، تغییر در منابع، ادعاها و جریانهای نقدی (که به ترتیب در صورت وضعیت مالی، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد منعکس میشود)، ریسکهای شرکت و چگونگی مدیریت آن میباشد. برخی از پژوهشگران (بهعنوان نمونه، بال و همکاران56، 2000؛ کوتری57، 2000) شفافیت را بهعنوان ترکیبی از ویژگیهای به موقع بودن و محافظهکاری58، تفسیر میکنند. به موقع بودن به حدودی که رویدادهای اقتصادی دوره جاری در صورتهای مالی آن دوره گنجانده میشود و محافظهکاری نیز به سرعت بیشتری که اخبار بد اقتصادی نسبت به اخبار خوب در گزارشهای مالی منعکس میشود دلالت دارد. پاونال59 و اسچیپر (1999) نیز صورتهای مالی را با کیفیت تلقی میکنند، اگر سه ویژگی شفافیت، افشای کامل60 و قابلیت مقایسه61 را احراز کند. صورتهای مالی شفاف، صورتهایی هستند که رویدادها، مبادلات، قضاوتها و برآوردهای اساسی صورتهای مالی و کاربردهای آنها را نشان دهد. شفافیت، استفادهکنندگان را قادر میسازد تا نتایج و کاربردهای تصمیمها، قضاوتها و برآوردهای تهیهکنندگان صورتهای مالی را مشاهده و درک کنند. افشای کامل بر فراهم کردن تمام اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری و در نتیجه حصول اطمینان مبنی بر این که سرمایهگذاران گمراه نمیشوند، دلالت دارد. در نهایت، قابلیت مقایسه به این معناست که مبادلات و رویدادهای مشابه به گونهای یکسان، حسابداری و گزارشگری میشوند (حسن و همکاران62 ، 2008).
از آنجا که سهم عمدهای از مبادلات اوراق بهادار، به خرید و فروش سهام شرکتها اختصاص دارد و تحت تأثیر ارقام و اطلاعات حسابداری است، توجه سرمایهگذاران و سایرین به کیفیت گزارشگری مالی امری ضروری است. همچنین، با توجه به اینکه گزارشگری مالی باید اطلاعات مربوط و قابل اتکا را در اختیار استفاده کنندگان قرار دهد تا در مدلهای تصمیمگیری آنها مورد استفاده واقع شود (مهدوی و رضایی، 1392)، حال این سؤال مطرح میگردد که آیا گزارشگری مالی موجود، اطلاعات مورد نیاز و با کیفیت بالا را برای تصمیمگیری استفادهکنندگان فراهم میآورد یا خیر؟ در این راستا، شفافیت و کیفیت اطلاعات مالی را میتوان به روشهای مختلفی اندازهگیری کرد. برای نمونه، شفافیت استاندارد اند پورز و شاخص افشا63 (فراست و همکاران64، 2006)، رتبهبندیهای تحلیلگران از کیفیت افشا65 (سنگوپتا66، 1998) و کیفیت سود (اسچیپر67 و وینسنت68، 2003) به صورت بسیار گستردهای به عنوان شاخصهای اندازهگیری کیفیت گزارشگری مالی استفاده شده است (آن، 2009). در برخی دیگر از پژوهشها (هوپ و همکاران69، 2009) از معیار انجام شدن یا نشدن حسابرسی به عنوان معیاری برای شفافیت گزارشگری مالی استفاده شده است. برای اندازهگیری کیفیت سود از شاخصها و ویژگیهای متفاوتی استفاده شده است. برای نمونه، در پژوهشهای پیشین از کیفیت اقلام تعهدی (فرانسیس و همکاران، 2004؛ وردی، 2006؛ مهدوی و رضایی، 1392) و مربوط بودن (فرانسیس و همکاران، 2004) به عنوان معیارهایی برای اندازهگیری کیفیت سود استفاده کردهاند. در این پژوهش نیز از معیار کیفیت اقلام تعهدی بهعنوان معیار اندازهگیری کیفیت گزارشگری مالی استفاده شده است. در ادامه معیار کیفیت اقلام تعهدی به تفصیل تشریح خواهد شد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه با موضوعساختار سرمایه، سلسله مراتب، چرخه عمر، سلسله مراتبی

2-2-3-1- کیفیت اقلام تعهدی
در چارچوب نظری حسابداری مالی که تعیینکننده اهداف گزارشگری مالی است، توجه خاصی به جریانهای نقدی و امکان پیشبینی آن مبذول شده است. در بیانیه مفاهیم حسابداری مالی شماره یک هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا بیان شده است که، «یکی از هدفهای گزارشگری مالی فراهم آوردن اطلاعاتی است که سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و سایر استفادهکنندگان بالفعل و بالقوه را در برآورد مبلغ، زمان و مخاطره دریافتهای آینده یاری کند» (هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا، 1978). کمیته تدوین استانداردهای بینالمللی حسابداری70 نیز در استاندارد بینالمللی حسابداری شماره 7 بیان میکند که، «اطلاعات مربوط به جریانهای نقدی یک واحد تجاری برای استفادهکنندگان در فراهم آوردن مبنایی به منظور ارزیابی توان آن واحد در ایجاد وجوه نقد و نیازهای آن واحد در بهکارگیری این وجوه سودمند است. همچنین، تصمیمات اقتصادی که بهوسیله استفادهکنندگان اتخاذ میشود، مستلزم ارزیابی توانایی واحد تجاری در ایجاد وجوه نقد، زمانبندی و اطمینان از آن است» (IASCF، 2007). کمیته تدوین استانداردهای حسابداری ایران نیز در مفاهیم نظری گزارشگری مالی بیان کرده است که، «اتخاذ تصمیمات اقتصادی به وسیله استفادهکنندگان صورتهای مالی مستلزم ارزیابی توان واحد تجاری جهت ایجاد وجه نقد و قطعیت آن است. ارزیابی توان ایجاد وجه نقد از طریق تمرکز بر وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقدی واحد تجاری و استفاده ار آنها در پیشبینی جریانهای نقدی مورد انتظار و سنجش انعطافپذیری مالی، تسهیل میگردد» (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری ایران، 1385). افزون بر این، در بیانیه شماره یک مفاهیم حسابداری مالی هیأت تدوین استاندارهای حسابداری مالی آمریکا آمده است که، «اطلاعات درباره سودهای یک واحد تجاری و اندازهگیری اجزای آن به و
سیله حسابداری تعهدی، عموماً نشانههای بهتری از عملکرد واحد تجاری نسبت به اطلاعات درباره جریان دریافتها و پرداختهای نقدی، فراهم میکند» (هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا، 1978).
بررسی مبانی نظری و اهداف گزارشگری مالی مبین این موضوع است که یکی از اهداف گزارشگری مالی، کمک به سرمایهگذاران و اعتباردهندگان برای پیشبینی جریانهای نقدی آینده است. برخی از صاحبنظران و مراجع تدوین مبانی نظری و اهداف گزارشگری مالی معتقدند که با استفاده از اجزای سود تعهدی حسابداری میتوان جریانهای نقدی آینده را پیشبینی کرد. سود حسابداری بر اساس مبنای تعهدی اندازهگیری و گزارش میشود. معمولاً استفاده از مبنای تعهدی موجب متفاوت شدن سود عملیاتی با خالص جریانهای نقدی عملیاتی خواهد شد. از مهمترین عوامل ایجاد تفاوت بین سود تعهدی و جریانهای نقدی، میتوان به اقلام معوق، اقلام انتقالی به دورههای آینده و اقلام غیرنقد اشاره کرد (نیکومرام و بادآور نهندی، 1388). پایه و اساس استفاده از سیستم حسابداری تعهدی این است که به مدیران این امکان را میدهد تا بتوانند وجوه نقد را به منظور بهتر نشان

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید