مانند کتابخانه و بوستان محله شرایطی در اختیار مدرسه قرار میگیرد(الخوانساری، 1384).
در نیمه دوم قرن بیستم تلاش بسیاری به عمل آمد تا فضای سنتی کلاس دگرگون شود و از جمله قانون تعلیم و تربیت فرانسه در سال 1965 تأکید نمود که معماری آموزشی دارای نقش تربیتی است. در دهههای اخیر ایده مدارس باز برای پاسخ به این مسأله در قالب الگوهای چون مدرسه بدون دیوار، مدارس چند هستهای، مدارس اجتماعی و مانند آن مطرح شدهاست و دستاوردهای قابل توجهی را نیز کسب کردهاست و از این رو جوامع مختلف به دلیل عدم تدوین و اجرای برنامههای درسی متناسب، همچنان از معماری سنتی کلاس و برنامههای سنتی درسی برای آموزش بهره میگیرند. با این حال امروزه ایده مدارس باز به عنوان یک ایده برتر که یادگیری را فعال، اشتیاقآور و مسئولیتپذیر میسازد شناخته شدهاست(کامل نیا، 1386).
2-6 ویژگی کالبدی مدارس خلاق
در حالی که آموزش رسمی در فضاهای بسته صرفاً بخشی از حواس کودک را فعال میکند، یادگیری فعال در محیطهای بیرونی نسبت به محیطهای بسته، تمام ابعاد رشد و کودک را در بر میگیرد. در نگرشهای نوین آموزشی، تعلیم در جستجو و کشف تفسیر شده و محیط تعلیم و تربیت از امکانات، لوازم و انگیزههای کنجکاوی، تحقیق و کاوش سرشار میشود تا آموزش از فضای بسته کلاس درس به حیاط و فضای باز گسترش یافته و فضای باز کاردکردی چون کلاس مییابد(اکرمی، 1383). آموزش موضوعات محیطی نظیر حفظ سرمایهها و میراث طبیعی و فرهنگی و تاریخی و آموزش مفاهیم شهروندی و مشارکت اجتماعی در بستر فضاهای باز و اجتماعی بسیار خلاقانهتر و موثرتر صورت میگیرد. مدارسی که در طرح کالبدی یا برنامه درسی از طبیعت بهره گرفتهاند امکان کاوش، جستجو، تجربه بازی، و در نتیجه رشد شناختی بهتر را فراهم میآورد. در چنین مدارسی بازیهای جمعی و پویا، امکانپذیر شده و کودکان به مشارکت گروهی و در نتیجه رشد توانایی و مهارتهای اجتماعی تشویق میشوند. رشد خلاقیت محیطی در ارتباط کودک با فضاهای طبیعی و بکر محقق میشود و این فضاها حس شهودی کودکان را فعال میکند. برخی از تحقیقات روانشناختی پیرامون ترجیحات محیطی، نشان می‌دهد شهروندان و به ویژه کودکان، به طور کلی محیطی طبیعی و سبز را به محیطهای ساخته شده ترجیح میدهند. وجود درختان و چمنکاری میتواند احساس امنیت و آسایش را در مدرسه افزایش دهد. حتی سطح بازی و خلاقیت بازی در اماکن دارای درخت و زمین چمنکاری شده بیشتر است(Sullivan و همکاران، 2004). آفرینش و طراحی کالبدی مدرسه مبتی بر فضاهای چند عملکردی، اجتماعی با برخورداری از انواع تجهیزات و امکانات متنوع و کمک آموزشی در مطالعات مختلفی پیشنهاد شدهاست. این ایده میتواند بر حسب شرایط اقلیمی و جغرافیایی در قالب سه نوع فضای باز، نیمه باز و بسته طراحی و اجرا شود. فضای یاد شده در بر دارنده امکاناتی برای یک چرخه کامل از تصورات خلاقانه است که حس تعامل و واکنش کودکان را در قالب جذابیت، سرگرمکنندگی، تعامل طولانی مدت و مرتبط با برنامههای درسی برانگیزاند. معماری کلاس در عین پاسخگویی به نیازهای آموزشی، به مدد بهرهگیری از فنآوریهای نوین رایانه و سامانه چند رسانهای، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم میکند. به این ترتیب شکلگیری کالبد مدرسه به عنوان یک مکان کودکانه خلاق مستلزم طرحی است که در عین تحقیق انتظارات کودکانه، زمینه بروز فعالیتهای مورد علاقه او را فراهم کند. یکی از مهمترین عوامل بروز خلاقیت محیطی در کودکان عامل بازی سازی( با عوامل محیطی و دستی و یا فناوریهای دیجیتالی) است. بازی سازی فرایندی تعاملی بین کودک و محیط تغییراتی را برای بازی ایجاد مینماید. بازی ایجاد مینماید. بازی سازی خود تحت عنوان حس کنجکاوی است و تغییر کنجکاوی علاوه بر زمینه بازسازی زمینه تخیل میباشد و تخیل نقش عمیقی در فرآیند بازی سازی دارد. وجود نشانههای محیطی تخیل کودکان را راه انداخته و کاستی نشانههای محیطی با تخیل کودک اصلاح میشود تا فرآیند بازی تغییرات مورد نیاز را توسط تخیل عمل نماید.

شکل(2-2): فرایند ارتقای خلاقیت کودکان با طراحی معماری و منظر مدرسه
محیط حس کنجکاوی، تخیل، تجسم، بازی سازی و نهایتاً بروز خلاقیت را در پی دارد (باقری، 1390) همچنین حس کنجکاوی تحت تأثیر فضای کنجکاوانه و تحریککنندگی محیط است. فضای کنجکاوانه و تحریککنندگی محیط است. فضای کنجکاوانه بایستی برانگیزنده خاصیت کنجکاوی باشد. تحریککنندگی محیط، ویژگیهای محیطی جستجو و تحرک است. از سوی دیگر تحرکپذیری خود تحت تأثیر تحریککنندگی و فعالیت آزادانه است، فعالیت آزادانه امکان ریسکپذیری را افزایش میدهد. فضای کنجکاوانه تحت تأثیر پیچیدگی محیط است. پیچیدگی آن دسته از ویژگیهای محیطی است که فضای کنجکاوانه را فراهم میآورد و از سوی دیگر بر تحریککنندگی محیط میافزاید. تحریککنندگی محیط علاوه بر تأثیرپذیری از پیچیدگی محیط از انعطافپذیری محیط نیز تأثیر میپذیرد. انعطافپذیری آن دسته از ویژگیهای محیطی است که توسط کودک قابل تغییر میباشد. از دیگر ویژگیهای محیطی نظارت محیطی است. محیط نظارتپذیر محیطی است که از یک سو امکان مراقبت معلمان را افزایش میدهد و از سوی دیگر در فعالیت آزادانه کودک خللی به وجود نمیآورد. پیچیدگی فضایی میتواند موجب فعالیت کنجکاوانه کودک، حس کنجکاوی و رشد خلاقیت وی گردد.ویژگیهای کالبدی ناظر بر این روند شامل مواردی چون استفاده از اختلاف سطح، زمین بازی گود، ایجاد غار و تونل گیاهی، مبلمان ترکیبی، مسیرهای عجیب و پیچیده، استفاده از مار گیاهی، سطوح شیبدار، اختلاف سطح و مانند آن باشد. استفاده از مبلمان ترکیبی، مسیرهای پیچیده، استفاده از قطعات قابل حمل چنانچه امکان دخالت کودک را در محیط فراهم سازد، علاوه بر ایجاد بازی سازی، موجب تحریک پذیری محیطف تحریک کودک و در نتیجه ایجاد جریان حس کنجکاوی و تخیل و نهایتاً رشد و خلاقیت وی میشود. این امر با استفاده از قطعات قابل حمل توسط کودک و یا استفاده از حوضچه شن، دیوارهای نیمه ساخته و قابل تکمیل میسر است. چنانچه فضای کودک دارای امکان نظارت پذیری باشد این امکان موجب فعالیت آزادانه و در نتیجه رشد و خلاقیت میشود(عظیمی، 1387).
از سوی دیگر با توجه به این موارد روانشناسان دریافتهاند که رنگ‌ها تأثیرات معجزهآسایى بر روح و روان انسان‌ها دارندوعلاقه به رنگ‌هاى خاص گویاى بسیارى از تمایلات ذهنى و روحى افراد است. رنگ به عنوان عنصر تفکیکناپذیرمعمارى، تأثیر فراوانى بر روحیه و رفتار کاربران فضاها و ساختمانها داردو حالات روانى و عاطفى آنان را شدیداً تحت تأثیر قرار مىدهد. رنگ اگر مناسب باشد، درمدرسه، سبب شادابى، نشاط روحى، تحرک و تلاش دانشآموزان مىشود و فرایند یادگیرى راسرعت مىبخشد؛ به علاوه، ارگانیسم دانشآموزان را هم از نظر بینایى و هم از راههاى غیر بینایی تحت تأثیر قرار مىدهد. در واقع انسان پدیدههاى اطراف خود را همراه با رنگ مشاهده مىکند و نسبت به آنها واکنش نشان مىدهد. رنگها هر یک حاوى پیامى خاص به بینندگان هستند و این موضوعى است که از قدیم الایام مورد بررسى و تحقیق دانشمندان و روانشناسان بودهاست در دهههاى اخیر درمباحث روانشناسی رنگها، تحقیقات و کندوکاوهاى فراوان و مفصل صورت پذیرفتهاست.در پژوهش‌هاى مختلفى از مردم خواسته شد تا حالات خلقى و روحى خود را به رنگ‌هاىمختلف نسبت دهند. در مطالعه وکسنر(1954) درمیان دانشآموزان، آنها کاملاٌ معتقد بودند کهرنگ‌هاى خاص با حالات خلقى زیر ارتباط دارند:
جدول 2-1 ارتباط رنگ با روحیات دانشآموزان- وکسلر(1954)
در واقع این ارتباط عاطفى ممکن است در شیوهادراک افراد از محیط معانى خاصى به همراه داشته باشد. اتاقهاى با رنگ روشن‌تر، معمولاً بزرگ‌تر و جادارتر از اتاقهاى تاریک به نظر مىرسند ولی اتاقهاى با رنگ تیرهتر،گرانتر و باشکوهتر مىنمایانند. در مدارس، رنگ فضاها و تجهیزات آموزشى به دلیل شرایط سنى و روحى کودکان و نوجوانان از حساسیت بیشترى برخوردار است؛ زیرا این امر مىتواند باعث شادابى، نشاط، آرامش روانى، تحرک و تلاش دانشآموزان شود و فرایند یادگیرى را افزایش دهد. هم‌چنان که مىتواند زمینهکسالت، خمودى، بىتحرکى، عصبانیت، اضطراب و افسردگى آنان را فراهم آورد .استفاده از رنگهای تیره میزان یادگیری را کاهش میدهد و از طرفی نوع رنگ در شخصیت فردبسیار تأثیر دارد. مثلا رنگ‌هاى قرمز و نارنجی رنگهایی شاد هستند اما از نظرعرفی برای پسرها خیلی مناسب نیستند و این مسئله گاهی سبب میشود که فرد در صورت استفاده از این رنگ مورد تمسخر قرار گیرد و سرخورده شود.
متأسفانه در محیط مدارس ما بیشتر از رنگ خاکسترى استفاده مىشود. در حالىکه خاکسترى رنگ بىرنگى است؛ نه تیره است و نه روشن و از هر نوع تحرک و یا گردش روانى خنثى است و نه تنشزا. متداول شدن استفاده از این رنگ در مدارس به علت چرک تاب بودن آن است که در نتیجه تأثیرات روانى آن نادیده گرفته مىشود(طبائیان، 1390).
2-7 پیشرفت تحصیلی
مهمترین احساسات نظام آموزشی، آماده ساختن افراد برای کسب دانش، مهارتهای شناختی و شغلی جهت ورود به اجتماع است. جامعه ما هم در حال توسعه و پیشرفت است و عزت نفس از جمله مهمترین عوامل اثرگذار بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی است(عباسی، 1387). محققان در بررسی همه جانبه پیشرفت تحصیلی، به عوامل درون فردی و محیطی که پیشرفت تحصیلی را پیشبینی میکنند، پرداختهاند(Guay، 1997).
نظامهای آموزشی در حال حاضر از ارکان مهم توسعه در جوامع به شمار میآیند و اصولاً جوامع، اهداف و آرمانهای خود را از طریق تأسیس این نظامها دنبال میکنند. با این تعبیر، آموزش و پرورش را میتوان الگوی کلی نهادها و موسسات موجود قلمداد نموده، رشد و توسعه جوامع را در گرو رشد و توسعه نظامهای آموزشی ممکن دانست(کیامنش، 1389). در
هر نظام تعلیم و تربیت، میزان پیشرفت تحصیلی دانشآموزان، یکی از شاخصهای موفقیت در فعالیتهای علمی است. وجود پیشرفت تحصیلی موضوعی است که به خصوص در حال حاضر مورد توجه نظامهای آموزش و پرورش در هر کشوری است. با توجه به اینکه میزان افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده و رایج دانشآموزان ایرانی در همه پایههای تحصیلی است. یافتههای مطالعات بینالمللی در موید عملکرد ضعیف دانشآموزان ایرانی در در حوزههای مختلف بوده است. با نگاهی به مطالعات صورت گرفته در مورد عملکرد دانشآموزان ایرانی و مقایسه آن با سایر کشورها مشخص میشود که دانشآموزان ایرانی در بین 41 کشور شرکتکننده در آزمونهای پیشرفت تحصیلی تیمز، رتبههایی بین 37 و 38 را کسب کردهاست (کیامنش، 2006 ).
پیشرفت تحصیلی همواره یکی از دغدغه های اصلی والدین، نظام آموزش و پرورش و روانشناسان بودهاست. در حقیقت، بازدهی مطلوب نظام آموزشی عمدتاً با میزان پیشرفت تحصیلی افراد شاغل در آن سنجیده میشود. معمولاً پیشرفت تحصیلی با مواردی چون معدل دانشآموز، میزان واحد گذرانده یا افتاده، اخراج یا ترک تحصیل، شناخته میشود؛ گر چه در منابع از معیار معدل کل دروس یا بعضی از دروس خاص در این زمینه استفاده میشود. پیشرفت تحصیلی با عوامل متعددی همبسته است. از جملهی این عوامل، می‌توان به وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده، میزان هوشبر فرد، انگیزهی پیشرفت و غیره اشاره کرد.
بنا به تعریف، پیشرفت تحصیلی تسلط بر اطلاعات و دانش‌های نظری در یک زمینهی معین تعریف شده،میباشد. پیشرفت تحصیلی، یعنی این که فراگیران تا چه حد در رسیدن به اهداف دورهی آموزش موفق بودهاند(سیف، 1382). Atkinson) و همکاران،1998)،( نقل از

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگان سلسله مراتب، رضایت شغلی، رضایت شغل
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید