بود.(شحاته و وحید،146:1390)
حکومت زین العابدین بن علی عمدتا متکی بر نیروهای پلیس و امنیتی بود و با گسترش امواج اعتراضات ،ارتش به عنوان یک نهاد در کنار تظاهر کنندگان قرار گرفت.در تونس ارتش به مثابه ی ابزار شخصی حکام عمل نکرد(Gause,2011)
تونس در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه دارای اهمییت چندانی برای قدرت های اروپایی و امریکا نبود از اینرو هیچ کشور قدرتمندی در درون و یا خارج از منطقه به حمایت قاطع و تلاش برای بقای حکومت زین العابدین بن علی نپرداخت از اینرو می توان گفت حکومت زین العابدین بن علی از یک سو به دلیل بحران های سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و هویتی که با آن مواجه بود و از سوی دیگر عدم مشروعیت داخلی و عدم حمایت داخلی و خارجی توان مقابله با این طغیان را نداشت و فروپاشید.(نیاکوئی،1390)

فصل دوم:انقلاب در مصر

گفتار اول:مصر در دوران حسنی مبارک و تعمیق اقتدارگرایی سیاسی
در میان کشورهای عربی_آفریقایی،کشور مصر از جایگاه حساس و بلندی برخوردار است.نام رسمی کشور مصر “جمهوریه العربیه المتحده”است،از شمال به دریای مدیترانه واز مشرق به فلسطین،اردن و دریای احمر،از جنوب به سودان و ازمغرب به لیبی متصل است و قریب 995 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد.
مصر دارای ویژگی های سیاسی است که زمینه ساز شکل گیری انقلاب مصر شداز جمله این ویژگی ها می توان به ساختار سیاسی قدرت،شخصی بودن قدرت،فرسودگی حکومت،عدم گردش نخبگان،خفقان سیاسی،دموکراسی ظاهری،فساده گسترده در دستگاه سیاسی اشاره کرد.(پویا،1390)
(…یکی از مهمترین ویژگی های حکومت مصر که موجب نارضایتی مردم مصر شد فرسودگی حکومت و عدم گردش نخبگان بود.سه دهه حکومت بلامنازع حسنی مبارک بر این کشور،باعث شده بود که اکثر مردم او را مسئول رنج ها و مشکلات خود بدانند.حسنی مبارک 82 ساله که بسیاری از اوقات خود را در شرم الشیخ به دور از آلودگی،جمعیت و احتمالا مخاطرات قاهره سر می کرد،نمادی از فرسودگی و کهنسالی حکومت مصر بود که از نظر بسیاری از مردم،برای حل مشکلات جامعه ناکارآمد و بی انرژی به نظر می رسید…) Osman,2010:186-187 ))
(…از دیگر ویژگی های حکومت حسنی مبارک که با گذشت زمان چشمگیرتر به نظر می رسید می توان به شخصی بودن قدرت اشاره کرد،به گونه ای که تمام قدرت در شخص حسنی مبارک متمرکز شده بود و نهاد های سیاسی،از جمله نهاد ریاست جمهوری کارکرد خود را از دست داده بودند،نهاد ریاست جمهوری به یک ساختار اجرایی پیرامون شخص رئیس جمهور تقلیل یافته بود.البته اگر این رقیق شدگی با تقویت نهاد های دموکراتیکی مانند پارلمان و همچنین شکل گیری یک تعادل جدید بین ریاست جمهوری و دولت همراه می شد،می توانست خوشایند باشداما چیزی که در مصر اتفاق افتاد،دقیقا بر عکس بود،یعنی پارلمان،دولت و نهاد ریاست جمهوری همگی به مظاهر گوناگونی از اراده حسنی مبارک تقلیل یافتند؛نه اینکه ستون های یک نظام سیاسی متعادل باشند ( Osman,2010:188)(..
(…دموکراسی ظاهری و خفقان و سرکوب سیاسی از دیگر مظاهر حکومت حسنی مبارک بود گر چه وجود نوعی انتخابات رقابتی،محیط سیاسی چند حزبی،وجود دو مجلس سلفی و علیاو آزادی بیان نسبی در جامعه مصر این امکان را برای رژیم حسنی مبارک فراهم می کردکه ادعای پیشرفت و توسعه سیاسی کرده و میزانی از خشم توده ها را تسکین بخشد.با این حال دموکراسی ظاهری فوق هیچ تضمینی برای رژیم حسنی مبارک نبود( osman ,2010:190 )
(…در واقع ماهیت رقابتی انتخابات در مصر پیش از آنکه محصول فرایند دموکراتیک سازی باشد،یک استراتژی برای حفظ رژیم بود..).(Blayde,2011:238)
(…نظام سیاسی مصر در دوران حسنی مبارک را می توان دموکراسی صوری وکنترل شده تلقی کرد واقتدارگرایی در این دوران کاملا تداوم یافت،به گونه ای که حکومت حسنی مبارک هرگونه چالش بالقوه را به شدت سرکوب می کرد:سرکوب ناآرامی های عمومی،کنترل شدید بر سازمان های مدنی و دانشگاهی،برخورد خشن و سرکوب گرایانه با جنبش کفایت و همچنین بازداشت گسترده اخوان المسلمین،شکنجه و نقض حقوق بشر تنها بخشی از اقدامات سرکوب گرایانه حکومت حسنی مبارک بود.جریاناتی که امکان فعالیت در انتخابات را پیدا می کردند نیز با مشکلات زیادی مواجه بودند وعملا حزب دموکراتیک ملی حسنی مبارک به روش های مختلف پیروزی در انتخابات را به دست می آورد،از جمله در مواقعی نیروهای امنیتی جلوی ورود رای دهندگان اپوزیسیون به محل رای را گرفتندو در موارد دیگر تغییر در شمارش آرا و پر کردن صندوق ها از رای اتفاق افتاده است…)(blayde,211:239)
(…حکومت حسنی مبارک یکی از رژیم های اقتدارگرا محسوب می شود که برخی از اشکال انتخابات رقابتی را تحمل می کرد.در این رژیم ها اگر چه درجه ای از رقابت تحمل می شود،احزاب سیاسی مختلفی مشغول فعالیت هستند و میزانی از آزادی بیان به چشم می خورد،اما عملا یک حزب موقعیت هژمونی را به دست می گیردکه حاصل آن اقتدارگرایی مبتنی بر هژمونی حزب حاکم است.(blayde,2011:210_214)..(
بدون شک یکی از بارزترین دلایل شکل گیری اعتراضات در مصر،فساد اقتصادی گسترده در میان خانواده حسنی مبارک و نخبگان وابسته بوده است.
در خصوص فساد خانواده حسنی مبارک گفته می شود :آنها بین 40 تا 70 میلیون دلار دارایی داشته و39 مسئول بلند پایه هر کدام بیش از یک میلیارد دلار ثروت اندوخته اند.(goldstone,2011)
(…اوضاع اقتصادی اجتماعی مصر نیز باعث گسترش چالش های این کشور شده است.بدون شک،رشد سریع جمعیت در سال های اخیر که وجود 45 میلیون نفر جوان زیر 35 سال را در این کشور موجب شده از بارزترین ویژگی های جمعیتی این کشور محسوب می شود که چالش های مهمی چون بیکاری و فقر را در این کشور ایجاد کرده بود.ناظرانی که به بررسی اوضاع اجتماعی مصر در سال های اخیر پرداخته اند،بر نهادینه شدن فساد،رشد هولناک میزان جرایم،بی اعتنایی عمیق به کرامت انسانی،افول رفتارها و ارزش های جامعه و تغییر در نظام ارزشی جامعه که به ویژه در جرایم خشونت آمیزی که توسط معلمان،دانش آموزان،تجار وسایر اعضای طبقه متوسط منعکس می شود،تاکید کرده اند…)(osman ,2010:196_198)
(…رشد جمعیت،بیکاری عظیمی را در میان جوانان به ویژه تحصیل کردگان دانشگاهی که به دلیل نواقص ساختار دانشگاهی،تخصص و دانش لازم را برای جذب در بخش های خصوصی به دست نیاورده بودند،ایجاد نارضایتی گسترده ای را به دنبال داشت…) (osman,2010:199)
در واقع در مصر مانند تونس،افزایش جمعیت و تحصیل کردگان دانشگاهی از یک سو و ناتوانی نظام سیاسی در فراهم آوردن امکانات،پتانسیل اعتراضات سیاسی عظیمی را ایجاد کرده بود و جوانان تحصیل کرده و کارگران در مصر در سال های قبل نیز اعتراض ها و اعتصاب هایی را به راه انداخته بودند.(goldestone,2011)
در مصر رژیم حسنی مبارک تلاش هایی را برای اصلاحات اقتصادی از جمله خصوصی سازی،آزاد سازی تجاری و تشویق سرمایه گذاری های خارجی انجام داده بود.اما این اصلاحات در نبود چارچوبی برای روند اصلاحات سیاسی موثر واقع نیفتاده و فواید آن عمدتا در جیب معدودی از نخبگان وابسته به حکومت سرریز شده بود.(dadush,masood&Michele,2011)
مهمترین ویژگی های ساختار سیاسی دوران حسنی مبارک را می توان چنین برشمرد:
فرسودگی حکومت،عدم گردش نخبگان،شخصی بودن قدرت،سرکوب سیاسی و فساد گسترده که این موارد زمینه های بحران مشارکت و بحران مشروعیت را فراهم کرد.
در کنار عوامل بیان شده،رشد سریع جمعیت و بیکاری گسترده،به ویژه درمیان فارغ التحصیلان دانشگاهی،دستمزدهای پایین،فقر گسترده،شکاف طبقاتی عظیم،ناهنجاری های عمیق اجتماعی و ناکارآمدی دولت در حل مشکلات عینی،زمینه های نارضایتی گسترده و فراگیر را در مصر فراهم کرده بود.
لینا آندرسون در این باره می گوید:ناتوانی قهقرایی حکومت حسنی مبارک برای فراهم آوردن خدمات اساسی و بی تفاوتی آشکار در خصوص فقر و بیکاری گسترده،میلیون ها نفر از مردم مصر را از حکومت بیگانه کرد؛این احساس با توجه به ولخرجی متظاهرانه در میان نخبگان تجاری وابسته به جمال مبارک تشدید شده بود.(2011،Anderson)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگان اقدامات متقابل، ترک فعل، مباشر

گفتار دوم:خیزش،طغیان
در کشاکش ناکارآمدی های حکومت حسنی مبارک و مواجه ی حکومت با بحران های مشروعیت ،مشارکت و بیگانگی روزافزون نیروهای اجتماعی از حکومت ،خیزش مردم تونس وسرایت امواج اعتراضی آن در جهان عرب،موج اعتراضات در مصر را برانگیخت.
انقلاب مصر و موج اعتراضات در این کشور با فراخوان تجمع در روز 25 ژانویه در فیس بوک آغاز شد.این فراخوان توسط گروه جوانان 6 آوریل انجام گرفت.
حضور گسترده ی مردم در تظاهرات 25 ژانویه در طول دوران حکومت حسنی مبارک بی سابقه بود که هر روز بر حجم و دامنه ی اعتراضات و معترضان افزوده می شد.
25 ژانویه به جمعه ی خشم معروف است که برای اولین بار با مشارکت رسمی اخوان المسلمین و محمد البرادعی انجام گرفت.(قربان اوغلو،1390)
نیروهای امنیتی و پلیس به تدریج کنترل خود را بر قاهره و دیگر شهرهای بزرگ مصر از دست دادند.
اعتراضات در مصر اکثرا توسط جوانان و در شهرهای بزرگی چون قاهره و اسکندریه انجام گرفت.(2011،Anderson)
از اینروست که به این جنبش،جنبش جوانان اطلاق شده است.این نکته قابل ذکر است که گستردگی دامنه ی این اعتراضات دیگر طبقات اجتماعی وهمچنین دیگر ادیان چون مسیحیان را نیز در بر گرفت.
(…اعتراضات در مصر فاقد رهبری مشخص بود.در این کشور احزاب و جریانات سیاسی از جمله اخوان المسلمین در مراحل ابتدایی نقش پررنگی در اعتراضات نداشتند و در مراحل بعدی به آن پیوستند،با این حال پیوستن جریانات فوق در گسترش یافتن حرکت اعتراضی نقش چشمگیری داشت…)(شحاته و وحید،1390:140)
حکومت حسنی مبارک متکی به نیروهای امنیتی و پلیس و نه ارتش بود از این رو ارتش با گسترش اعتراضات در کنار تظاهر کنندگان قرار گرفت.
در مصر نیز مانند تونس،رهبران ارتش تشخیص دادند که نهاد آنها می تواند در رژیم های جدید نیز نقش پر اهمیتی ایفا کند و لذا وفاداری خود را از حکام پیشین برداشتند.(2011،Gause)
ایالات متحده در قبال اعتراضات و بحران در مصر موضع گیری های ضد و نقیضی داشت در روزهای اولیه ی اعتراضات از دولت حسنی مبارک حمایت کرد و تلاش داشت تا با دعوت از حسنی مبارک برای انجام پاره ای اصلاحات به حفظ این رژیم کمک کند اما با گسترش ابعاد اعتراضات و چشم انداز سقوط حکومت حسنی مبارک،آمریکا دست از حمایت این رژیم برداشت.
اسرائیل بازیگر منطقه ای دیگری است که بررسی مواضعش پر اهمیت است.رژیم اسرائیل بیشترین نگرانی را در خصوص تحولات مصر و سقوط حکومت حسنی مبارک داشت.(2011،Hellyer)
اما اسرائیل فاقد امکانات و ابزاری برای تاثیر گذاری بر تحولات مصر و جلوگیری از سقوط حسنی مبارک بود .کشورهای دیگری همچون عربستان سعودی و کشورهای محافظه کار عرب نیز به حمایت از حکومت حسنی مبارک پرداختند اما فاقد تاثیر گذاری بر روند تحولات در مصر بودند.
در مجموع می توان اذعان داشت که حکوت حسنی مبارک به دلیل بحران های سیاسی و اجتماعی مختلف فاقد مشروعیت سیاسی برای تداوم حکمرانی بود؛همچنین نیروهای اجتماعی و طبقات مختلف در مقابل حکومت قرار گرفتند و در مقابل هیچ نیروی اجتماعی خاصی از حکومت حسنی مبارک حمایت نکرد این مجموع عوامل دخیل در سقوط حکومت مصر بود.

پی نوشت
1-شحاته دینا و مریم وحید،1390،”عوامل دگرگونی در جهان عرب”،فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام،سال دوازدهم،بهار
2- نیاکوئی،امیر،تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا:ریشه ها و پیامدهای متفاوت،فصلنامه روابط خارجی،زمستان 1390،شماره چهارم
3-قزوینی حائری،یاسر،1390،سونامی در جهان

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید