می‌شود، تجزیه سهام تعداد سهام منتشره را افزایش می‌دهد اما سود انباشته تغییر نمی‌کند.
2- با اعطایی سود سهمی، مبلغ اسمی سهام تغییر نمی‌کند، اما در تجزیه، به تناسب تجزیه مبلغ اسمی کاهش می‌یابد.
وجه تشابه بین سود سهمی و تجزیه سهام نیز به شرح زیر است؛
1- هر دو هیچ‌وجه نقدی پرداخت نمی‌شود.
2- در هر دو حالت، تعداد سهام منتشره افزایش می‌یابد.
3- در هر دو مجموع حقوق صاحبان سهام بدون تغییر باقی می‌ماند.
د) بازخرید سهام( تجمیع سهام)
روش دیگر برای توزیع سود بین سهامداران، بازخرید سهام است. بازخرید سهام وقتی انجام می‌شود که یک شرکت سهام عادی موجود نزد صاحبان سهام خود را خریداری می‌کند. از دیدگاه نظری، بازخرید سهام یا پرداخت سود سهام برای سهامداران یکسان می‌باشد، زیرا منابع سرمایه‌ای حاصل از بازخرید سهام برابر با سود سهام است که می‌توانست در صورت عدم فروش سهام خود آنرا دریافت کند. بعد از بازخرید سهام سود هر سهم به دلیل کاهش تعداد سهام منتشره افزایش می‌یابد.

ه) حق تقدم خرید سهام
صاحبان سهام عادی علاوه بر دریافت سود سهام و حق دادن رأی، حق دیگری نیز دارند، که آن را حق تقدم خرید سهام می‌نامند. داشتن چنین حقی به سهامداران این امکان را می‌دهد که درصد مالکیت خود را در شرکت ثابت نگه‌دارند. اگر شرکتی قصد افزایش سرمایه داشته باشد، سهام جدید را باید ابتدا به سهامداران فعلی خود عرضه نماید و هر سهامدار به نسبت سهام خود در پذیره‌نویسی سهام عادی اضافی، مشارکت خواهد کرد. سهامداران می‌تواند حق تقدم خود را به سهام تبدیل کند، آن را بفروشد یا از آن استفاده نکند، چنانچه سهامدار در موعد مقرر از حق تقدم استفاده ننمایید، معمولاً شرکت حق تقدم را به فروش می‌رساند و پس از کسر هزینه‌های مربوطه، مابه‌التفاوت را به‌حساب بستانکار سهامدار منظور می‌کند.
2-9-1-2- بازده کیفی
شامل مواردی می‌شود که به اعتبار شرکت (مانند سرقفلی)، امتیازات اجتماعی، توان تأثیرگذاری در جریانات اجتماعی– اقتصادی بستگی دارد (آشناگر، 1389).
از جهت دیگر می‌توان بازده را بر حسب زمان به صورت زیر تقسیم‌بندی کرد:
الف) بازده گذشته نگر
ب) بازده آینده‌نگر
بازده‌های گذشته نگر: از طریق نسبت‌هایی نظیر بازده سرمایه‌گذاری19، بازده دارایی‌ها20، ارزش افزوده اقتصادی21 و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل‌شده22 و کیو تو بین23 و نظایر آنها اندازه‌گیری و ارزیابی می‌شود.
بازده‌ای آینده‌نگر: نیز از شاخص سودآوری24 قابل‌محاسبه خواهد بود، عوامل مؤثر در بازدهی آتی سرمایه‌گذاری‌ها به شرح زیر می‌باشد:
1- میزان دخالت دولت 2- مدیریت دارایی‌ها 3- تورم مورد انتظار 4- مدیریت 5- طرح‌های بهره‌وری و بهبود روش‌ها 6- تغییرات اجتماعی 7- درصد ظرفیت مورداستفاده 8- طرح‌های توسعه 9- حمایت‌های دولتی 10- تغییرات سیاسی 11- وابستگی به ارز و مواد اولیه خارجی و… .
عوامل فوق نشان می‌دهد که بازدهی یکی از متغیرهای تصادفی شناسایی ارزش است که خود تابعی از متغیرهای تصادفی دیگر است که هر کدام نیز تابعی از چندین متغیر دیگر می‌باشد و همین مطلب ساده وابستگی است که تعیین ارزش را بسیار مشکل می‌سازد. بنابراین غالباً آنچه پیش‌بینی می‌شود، محقق نمی‌شود و این همان ریسک است.
2-9-2- نرخ بازده مورد انتظار
آقای شارپ25 در تحقیقات خود که منجر به ارائه مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای26 شده اثبات کرد که بازده مورد انتظار یک اوراق بهادار منحصربه‌فرد مساوی است با بازده یک دارایی بدون ریسک به علاوه ریسک نسبی اوراق بهادار(β) ضربدار اختلاف بازده پرتفوی بازار منهای بازده دارایی بدون ریسک، که به قرار زیر است:
E(r i)=r f-β i ( r m-rf) (2-3) رابطه
که در اینجا:
(E) ri= بازده مورد انتظار؛
r f= بازده بدون ریسک یک دارایی؛
i β = ریسک نسبی اوراق بهادار؛
rm= بازار پرتفوی بازار،
rm = نرخ بازده پرتفوی بازار.
نرخ بازده پرتفوی (نرخ بازده کل) از مجموع تغییرات قیمت و سود نقدی تقسیمی با در نظر گرفتن مبلغی که به عنوان سرمایه پرداخت می‌شود، به دست می‌آید.
رابطه(2-4)

که در اینجا:
TEPt = شاخص سهام در پایان روز؛
EPt-1 = شاخص سهام در اول روز؛
XiP = آورده نقدی سهامداران در افزایش سرمایه؛
Ci = تعداد سهام در دوره؛
Dit = سود نقدی هر سهم؛
Pit= قیمت سهام در دوره؛
t = دوره مورد بررسی (راعی و تلنگی، 1387).

2-9-3- نرخ بازده واقعی سهام
2-9-3-1- نرخ بازده واقعی سهام (روش اول)
بازده سهام عبارت است از کل عایدی یا ضرر (بازده منفی) حاصل از سرمایه‌گذاری دریک دوره معین که با تقسیم این مبلغ بر سرمایه‌ای که برای به دست آوردن آن در ابتدای دوره صرف شده است. بازده شامل تغییرات در اصل سرمایه (قیمت سهام) و سود نقدی دریافتی27 می‌باشد.
برای محاسبه بازده سهام شرکت‌ها باید فاکتورهای متعددی از جمله افزایش سرمایه، منبع افزایش سرمایه و زمان افزایش سرمایه بایستی مد نظر قرار گیرد. برای محاسبه بازده با توجه به فاکتورهای مذکور از فرمول‌های زیر می‌توان استفاده نمود:
1-شرکت طی دوره افزایش سرمایه نداده باشد. در این صورت نرخ بازده سهام عادی برابراست با: رابطه (2-5)
R((P1P0)+DPS)/P0
که در اینجا:
R = نرخ بازده سهام عادی؛
1 P = قیمت بازار سهام در پایان سال مالی؛
0 P = قیمت بازار سهام در ابتدای
دوره مالی؛
DPS = سود نقدی تعلق گرفته به هر سهم در طی دوره مالی.

2-شرکت طی دوره از محل اندوخته‌های خود افزایش سرمایه داشته باشد. در این حالت نرخ بازده سهام عادی برابراست با:
حالت اول ) افزایش سرمایه قبل از مجمع عمومی عادی رخ داده باشد:
رابطه (2-6)
R=((1+α)+(P1+D)-P0)/P0
که در اینجا:
α = درصد افزایش سرمایه است.
حالت دوم ) افزایش سرمایه بعد از مجمع عمومی عادی رخ دهد:
رابطه (2-7)
R=((1+α) P1+D-P0)/P0

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژه هایارزیابی عملکرد، سرمایه فکری، معیارهای سنتی، نیروی انسانی

3-افزایش سرمایه از محل مطالبات یا آورده نقدی انجام پذیرفته باشد.با توجه به زمان افزایش سرمایه مانند مورد 2فوق، حالت‌های زیر را خواهیم داشت :
حالت اول ) افزایش سرمایه قبل از مجمع عمومی عادی باشد:
رابطه (2-8)
که در اینجا :
x = ارزش اسمی هر سهم.
حالت دوم) افزایش سرمایه بعد از تاریخ مجمع عمومی عادی باشد :

رابطه (2-9) R= ((1+α)P1+D-P0-αx)/( P+ αx

4-افزایش سرمایه از محل اندوخته‌ها، مطالبات وآورده های نقدی سهام رخ داده باشد. در این وضعیت نیز دو حالت ممکن به شرح زیر خواهد بود :
حالت اول ) افزایش سرمایه قبل از مجمع عمومی عادی باشد:
رابطه (2-10) R= ((1+α1+α2)(P1+d)-P0-α1x)/(P0+αx)
که در اینجا :
1α = درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی؛
2α = درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته‌ها.
حالت دوم) افزایش سرمایه بعد از تاریخ مجمع عمومی عادی باشد:
رابطه (2-11)R=((1+α1+α2)P1+D-P0-α1x)/(P0+α1x )
به‌طورکلی بازده هر سهم عادی را می‌توان ناشی از دو عامل زیر دانست:
1- بازده سود نقدی هر سهم عادی؛
2- بازده تغییرات قیمت سهام عادی.
در نتیجه بازده هر سهم عادی را می‌توان از رابطه‌ای به شرح زیر حاصل نمود:
بازده هر سهم عادی = بازده سود نقدی هر سهم عادی + بازده تغییرات قیمت سهام عادی.

2-9-3-2- نرخ بازده واقعی سهام (روش دوم)
در این روش جهت محاسبه نرخ بازده شرکت ،از تغییرات لگاریتم طبیعی قیمت‌های سالانه استفاده می‌شود تفاوت لگاریتم طبیعی قیمت‌های سهام ،نرخ بازده به صورت پیوسته و دقیق تر نشان داده می‌شود :
رابطه (2-12)R i,t+1=Ln P t+1-Ln p t در صورتی که شرکت‌های تشکیل‌دهنده جامعه آماری در طول دوره بررسی پرداخت سود نقدی، پرداخت سود سهمی (سهام جایزه )یا صدور جدید سهام در کارنامه خود داشته باشند باید قیمت سهام آنها اصلاح گردد تا نرخ بازده واقعی به دست آید (آشناگر، 1389، 60).
در هر یک از موارد فوق برای رسیدن به بازده واقعی به صورت زیر عمل می‌شود:
1-پرداخت سود نقدی:
رابطه (2-13)
R i,t+1=Ln(P i+1 +D)-LnP t
که در اینجا:
D=سود نقدی پرداخت‌شده.

2-سود سهمی (سهام جایزه):
رابطه (2-14)
Ri,t+1=Ln [ Pt+1(1+R)] – Ln p t
که در اینجا:
R= درصد افزایش سرمایه از طریق سود سهمی.
3-صدور سهام جدید:
رابطه (2-15)
Ri,t+1=Ln [ P t+1[ (1+R)Pt/(Pt+RA)] ]- Ln pt
که در اینجا:
RA= مبلغ پرداختی هر سهم برای افزایش سرمایه.

2-9-4- نرخ بازده مورد انتظار و نرخ بازده واقعی
تفاوت میان بازده واقعی28 و بازده مورد انتظار29 از اهمیت بالایی برخوردار است. بازده واقعی، بازده‌ای است که واقع‌شده و کسب شده است. در واقع بازده واقعی بازده‌ای است که حاصل شده باشد.
بازده مورد انتظار، عبارت است از بازده تخمینی یک دارایی که سرمایه‌گذاران انتظار دارند در یک دوره آینده به دست آورند. بازده مورد انتظار با عدم اطمینان همراه است و احتمال دارد برآورده نشود. سرمایه‌گذاران برای کسب بازده مورد انتظار بایستی یک نوع دارایی را خریداری کنند و توجه داشته باشند که این بازده ممکن است تحقق نیابد.
سرمایه‌گذاری بر روی اوراق بهادار ریسک دار و بلندمدت می‌تواند باعث برآورده شدن بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران شود درحالی‌که در کوتاه مدت این امر کمتر اتفاق می‌افتد (راعی و تلنگی، 1387).
2-9-5- اجزای بازده
مهم‌ترین مفاهیم در فرآیند سرمایه‌گذاری، ریسک و بازده است هر سهم یا هر پرتفوی از سهام، اگر در فاصله خاصی از زمان خریداری، نگهداری و فروخته شود، بازده معینی نیز نصیب دارنده آن می‌کند. بیشتر سرمایه‌گذاران به موضوع ریسک و بازده، از دیدگاه فردی نگاه می‌کنند به اصطلاح قضاوت آنان کاملاً ذهنی است. در مورد بازدهی هم به همین‌گونه عمل می‌کنند (دستگیر و ظفری، 1388، 53). بازده معمولاً از دو بخش تشکل می‌شود:
2-9-5-1- سود دریافتی
مهم‌ترین جزء بازده سودی است که به صورت جریان‌های نقد دوره‌ای سرمایه‌گذاری بوده و می‌تواند به صورت بهره یا سود تقسیمی باشد. ویژگی متمایز این دریافت‌ها این است که منتشرکننده پرداخت‌هایی را به صورت نقدی به دارند دارایی پرداخت می‌کند. این جریان‌های نقدی با قیمت اوراق بهادار نیز مرتبط است.
2-9-5-2- سود (زیان) سرمایه
دومین جزء مهم بازده، سود (زیان) سرمایه30 است که مخصوص سهام عادی است ولی در مورد اوراق قرضه بلند مدت و سایر اوراق بهادار با در آمد ثابت نیز مصداق دارد (سجادی، 1388، ص31)
به این جزء که ناشی از افزایش (کاهش) قیمت دارایی است سود (زیان) سرمایه می‌گویند. این سود (زیان) سرمایه ناشی از اختلاف بین قیمت خرید و قیمت زمانی است که دارنده اوراق قصد فروش آن‌ها را دارد. این اختلاف می‌تواند سود یا زیان باشد. مجموع این دو جزء، بازده کل اوراق بهادار را تشکیل می‌دهد که برای هر اوراق
بهاداری به صورت زیر است:
رابطه (2-16)
سود دریافتی = بازده کل اوراق بهادار TR

رابطه (2-16) عبارت مفهومی بازده کل برای هر اوراق بهاداری است. رابطه بالا را می‌توان این‌گونه بیان کرد، نرخ بازده کل اوراق بهادار شامل مجموع دو جزء سود دریافتی و تغییرات قیمت است.
توجه داشته باشید که هر یک از این دو جزء می‌تواند صفر باشد و یا تغییرات قیمت می‌تواند منفی باشد. سود دریافتی نمی‌تواند منفی باشد (صدری، 1390، 32).

2-9-6- عوامل مؤثر بر بازده
سرمایه‌گذاری در سهام تابع عوامل میزان بازدهی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید