خلاقیت آوردن چیز جدید در ذهن است و نوآوری آوردن آن چیز جدید در کاربرد و عمل؛ ولی تغییر به معنای ایجاد چیزی است که با گذشته تفاوت دارد و به معنای ایجاد فکر، ایده و چیز کاملا جدید نیست. در واقع میتوان نوآوری را به معنای اختراعی دانست که به مرحله ظهور و شکوفایی در محصولات و فرایندهای ارزشمند رسیده است و دیگر حالت نظری و تئوریک ندارد.

2-1-1-2- عوامل موثر بر شکلگیری فرایند نوآوری در سازمان شامل:
الف)عوامل درونی سازمانها
ب)عوامل بیرونی سازمانها
عوامل درونی را “موتور نوآوری” نام نهادهاند که سیستم پیچیده عوامل داخلی شامل توانایی و قابلیت یادگیری سازمانها برای توسعه و خلق محصولات و فرایندهای جدید است. عوامل خارجی نیز تواناییهایی است که قدرت رقابت و عرضه متناسب با نیاز مشتریان و ذینفعان را گسترش میدهد (علیرضایی و تولایی، 1387). بنابراین میتوان نتیجه گرفت که نوآوری به عنوان یک اصل مهم راهبردی در سازمان مانند بسیاری از موارد دیگر برای به وجود آمدن، نیاز به یک سری عوامل درونی و بیرونی دارد و بدون وجود چنین عواملی، نوآوری در سازمانها محقق نخواهد شد.

2-1-1-3- تاریخچه نوآوری
در طول 30 سال گذشته، نوآوری مورد توجه محققان قرار گرفته است (گاتینون؛ تاشمن، اسمیت و آندرسن102، 2002). مفهوم نوآوری توجه تعداد زیادی از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این مفهوم برای اولین بار توسط شومپیتردر سال 1934 در نظر گرفته شد که آن را با توصیف نوآوری به رسمیت شناخت و به عنوان فرایند ایجاد نام تجاری جدید محصولات، خدمات، فرایندها و تاثیر آن بر توسعه اقتصادی بیان نمود. از آن به بعد دانشمندان مختلفی به تشریح متفاوتی از این مفهوم برای بقای طولانیمدت سازمانها پرداختند و نوآوری را به عنوان عامل بسیار مهمی در سازمانها در نظر گرفتند (رجایی پور؛ چوپانی، زارع خلیلی، غلام زاده، کاظم پور، 1391). شوچینی103 اولین کسی است که نوآوری را در قالب مفهوم علمی مطرح کرد (احمدی،احد و نصیری، 1386). گرانت (2000) اعتقاد دارد که نوآوری میتواند به عنوان یک رفتار پیشرونده شناخته شود و ادعا میکند که تفاوتهای فردی و عوامل زمینهای بر رفتارهای پیشرونده موثرند. نوآوری یک فرایند است که در این فرایند ابتدا فرد اجازه میدهد تصورش به آسمانها صعود کند، سپس آن را به زمین میآورد و مهندسی میکند (مهندسی ایده) تا تبدیل به ایده شود، سپس ایدهها را از از طریق مدیریت ایده به ایدههای عملی، مفید و مناسب تبدیل میکند. (خلاقیت) به دنبال آن ایدهها را به کالا، خدمات و فرایند تبدیل میکند و نهایتا” با تجاری کردن محصولات، خدمات و فرایندهای جدید یا توسعه یافته در بازار، فرایند نوآوری خاتمه مییابد. به عبارتی خلاقیت لازمه نوآوری است اما باید توجه داشت که از خلاقیت تا نوآوری غالبا” راهی طولانی در پیش است که معمولا این راه را افراد کارآفرین تسهیل میکنند (احمدی و همکاران، 1386). ادبیات گذشته نوآوری شکلهایی از دو رویکرد مهم هدف محور که تمرکز بر روی نوآوری به خودی خود، و موضوع محور که تمرکز بر روی موضوعاتی مانند کشور، صنعت، سازمانها و گروهها که ابداع و اجرای نوآوری داشته است، میباشد. از آن به بعد دانشمندان مختلفی به تشریح متفاوتی از این مفهوم برای بقای طولانی مدت سازمانها پرداختهاند و نوآوری را به عنوان عامل بسیار مهمی در سازمانها در نظر گرفتهاند (رجایی پور و همکاران ، 1391). بنابراین میتوان گفت که موضوع و فرایند نوآوری به عنوان یک مقوله با اهمیت از گذشتههای دور تا زمان حال مورد توجه بوده است و توسط پژوهشگران مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.

2-1-1-4- انواع نوآوری
متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف نیز تفکیک شده است. معمولا محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کردهاند، اما حقیقتا بسیاری از تحقیقات انجام گرفته در حوزههای مختلف مرتبط با نوآوری، تعاریف طبقهبندی متفاوتی از نوآوری را ارائه دادهاند. فرایند نوآوری به صورت نوآوری رادیکالی یا افزایشی، نوآوریهای تقلیدی یا کاملا جدید، بهبودی یا انقلابی، تکنولوژیک یا سازمانی و بسیار انواع دیگر تعریف شده است. بطور کلی دو فاکتور مهم در تعیین نوع نوآوری وجود دارد (احمدی و همکاران، 1386):
1-درجه جدید بودن نوآوری؛
2-جدید بودن در محصول، خدمت، فرایند و یا غیر از این موارد
براساس فاکتر اول یعنی جدید بودن، نوآوریها به طبقات متفاوتی دستهبندی شدهاند که مهمترین طبقهبندی جدید بودن نوآوری را به دو دسته نوآوریهای افزایشی و رادیکالی تقسیم میکند. منظور از نوآوری رادیکالی، تغییرات جدید در محصول، فرایند و یا ساختارهای سازمانی است. معمولا هر تغییری که توسط آن دانش جدیدی خلق شده و یا از دانشهای موجود در تکنولوژیهای جدید بهره گرفته شود، جز نوآوریهای رادیکالی است و نوآوری افزایشی معمولا به عنوان تغییرات اساسی در کالا یا ساختارهای موجود تعریف شده است. در واقع این مفهوم با بهبود مستمر نیز ارتباط تنگاتنگی دارد. به عبارتی تغییرات در وضعیت موجود که منجر به کاربرد جدیدی شود را نوآوری افزایشی میگویند.
در تقسیم بندی دیگر محققان نوآوری را به دو دسته نوآوریهای مرزشکن و تدریجی تقسیم کردهاند. نوآوریهای مرزشکن در کارکردهای موجود در سازمان تغییرات اساسی ایجاد میکنند؛ در حالیکه نوآوریهای تدریجی در محصولات یا فرایندها موجود در سازمان تغییرات حاشیهای به وجود میآورند و توانمندیهای
موجود شرکتها را تقویت میکنند (کریشتان و بری ارلی104، 2001).
اما به طور کلی می توان نوآوری ها را به چهار دسته تقسیم کرد:
1-نوآوری های توسعه ای 105 : ارائه خدمات موجود به کاربران موجود با اعمال اندکی تغییر و بهبود در آنها
2-نوآوری های گسترشی 106 : ارائه خدمات موجود به کاربران جدید
3-نوآوری های تحولی 107 : ارائه خدمات جدید به کاربران موجود
4-نوآوری های کامل 108 : ارائه خدمات جدید به کاربران جدید
نوآوری های تحولی و کامل، شانس کمتری برای پذیرش دارند و در صورت عدم بستر سازی، در اکثر موارد توسط مدارس رد می شوند. نوآوری های توسعه ای و گسترشی، بیشترین شانس پذیرش را دارند و چون نیازی کمتر به بستر سازی و زیر ساخت سازی دارند به سهولت در مدارس کشورهای در حال توسعه قابل اجرا هستند (حسینی خواه،1387).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژه های کلیدیمزیت رقابتی، مزیت نسبی، کسب و کار، نیروی کار

جدول 2-1: سیر تحول مطالعات درباره انواع نوآوری سازمانی (رضوانی و گرایلی نژاد، 1390)
نام محقق
سال
انواع نوآوری (دانشگاهی)
کانک یین، زاسکویچ
1998
محصول، فرایند، اداری
ماواندو، چیمهانزی، استوارت
2005
محصول، فرایند، اداری
ورواردنا، اکاس، جولیان
2006
محصول، فرایند، مدیریتی، بازار
اک، بروک، میرز
2007
محصول، فرایند، خدمات
جیمنز، سانزواله، اسپیلاردو
2008
محصول، فرایند، اداری
لیانو، چن فی، تانگ لیو
2008
اداری (برنامهریزی، سازماندهی، کارکنان، رهبری، مدیریت و خدمات)، فنی (محصول، تولید و تسهیلات)
الگره، چیوا
2008
محصول
آلنن، بلامسیت، پلامالاتین
2008
بازار، فرایند، رفتار، راهبردی، محصول
واریس، لیتنن
2010
محصول، فرایند، بازار و نوآوری سازمانی
اوان گلیسنا، وزانی
2010
محصول، فرایند
لیانو، چوان وو
2010
رفتار، محصول، فرایند، بازار، راهبردی
جیمنز، سانزواله
2010
محصول، فرایند، اداری
اسکارلاواج، سانک، لی
2010
محصول، فرایند، خدمات
هیلمی، رامایا، مصطفی، یانوجیک
2010
محصول، فرایند
بی لی، زان هو، یوشه سی
2010
اکتشافی، استعماری
آن هو
2011
فناوری، بازار، اداری
قلیپور، جندقی، میرزائی، اریانان
2011
محصول، فرایند، رفتار، راهبردی
ژوهانسن، السن
2011
معماری، بنیادین، افزایشی، پیمانی

2-1-1-5- مولفههای نوآوری
در جدول زیر تعدادی از مولفههای نوآوری به اختصار از دیدگاه صاحبنظران مختلف بیان شده است.

جدول 2- 2: جدول مولفههای نوآوری ( اقتباس از منطقی و همکاران، 1392).
مولفه
تعریف
منبع
رهبری109
تعهد و تمایل مدیریت ارشد به حمایت از هر نوع نوآوری
(محصولی، فرایند)، درگیری مدیر عالی در نوآوری
تید و همکاران،2001 و هوانگ لی، 2009
تیم سازی110
ایجاد حد بالایی از کارگروهی، در تیمهای پروژه و در گروههای
بین سازمانی
تیدو همکاران،2001
ایجاد جو خلاق 111
تشویق خلاقیت در کلیه امور سازمانی، توسعهی سیستماتیک
نوآوری در ساختارهای سازمانی، سیاستهای ارتباطی و رویهها،
سیستمهای پاداش و تشویق و سیاست آموزش، سیستم حسابداری
تید و همکاران،2001 و الوانی،1388
درگیری همه جانبه با نوآوری112
مشارکت مستمر کلیه افراد از سطوح بالا تا پایین در نوآوری
تید و همکاران،2001
وجود افراد کلیدی113
و پشتیبان تغییر
کسانی که از قبل آماده و پشتیبان تغییر شدهاند تا برای کمک به نوآوری، از طریق سیستم سازمانی، انرژی و شورو شوق بدهند
رابینز، 1998 و تید و همکاران،2001
سازمان یادگیرنده114
ایجاد ساز و کار یادگیری دائمی و مستمرکارکنان از
شرایط متفاوت محیطی
تید وهمکاران، 2001
آموزش همه جانبه و مستمر115
تاکید بر یادگیری و توسعه
تید و همکاران،2001 و رابینز، 1998
ارتباطات گسترده(سریع و116
همه جانبه)بین واحدهای
سازمانی
ارتباطات فرایندی در جهات بالا، پایین و افقی، ارتباطات میان کارکردی، میان سلسله مراتبی،میان فرهنگی و میان تکنولوژیکی
رابینز،1998؛ تید و همکاران،2001 و هوانگ لی،2009
ساختار مناسب (افقی117یا شبکهای)
بکارگیری ساختار سازمانی تخت و یا تیمهای پروژهای متداخل در انجام فعالیتهای سازمانی
رابینز، 1998 و هوانگ لی،2009
تمرکز خارجی(تاکید118
بر نظام باز)
کنترل محیط و پاسخ سربع به تغییرات محیطی
رابینز، 1998 و تید و همکاران،2001

شکل2-1: مولفههای نوآوری (مدل تید و همکاران، 2001، اقتباس از منطقی و همکاران، 1392).

2-1-1-6- مولفههای گرایش به نوآوری
اسمائیل، بلی، سون و تیسانت)119 2002 (هفت مولفه را برای گرایش به نوآوری سازمانی در نظر میگیرند:
1-نوآوری فردی120: نوآوری فردی بر میزان نوآوری و خلاقیت خود شخص که در زمینه حل مشکلات سازمان به کار میگیرد، تاکید دارد.
2-نوآوری رهبری121:نوآوری رهبری بر دیدگاههای مدیران سطح بالاتر سازمانی که موجب ایجاد و توسعه نوآوری کارکنان در سازمان میشود تاکید دارد.
3-نوآوری محیطی122: این نوع نوآوری، موقعیت و شرایطی که محیط سازمان برای ایجاد نوآوری در اختیار کارکنان قرار میدهد را اندازهگیری میکند و در واقع شرایط محیطی موثر بر نوآوری از طرف محیط سازمان را نشان میدهد.
4-فرد-بازخورد123: منظور از فرد-بازخورد، به میزان بازخورد خود شخص از محیط اطرافش میپردازد و در واقع نحوه واکنش خود شخص را در زمینه راهحلهای نوآورانه نشان میدهد.
5- محیط –بازخورد124: منظور از محیط –بازخورد، میزان تشویق و بازخورهای مث
بت محیط در زمینه راهحلهای نوآورانه است.
6-بازخورد میان فردی125: بازخورد میان فردی به میزان بازخوردهای مثبتی که افراد در مورد همکاران و رهبران سازمان خود در حیطه راهحلهای جدید و نوآرانه ارائه میدهند، اشاره دارد.
7-یادگیری مبتنی بر شواهد126: این مولفه به یادگیری افراد از ایدههای جدید در کارها براساس شواهد و تجربیات خود و افراد اشاره دارد.

شکل2-2: شکل ابعاد نوآوری سازمانی (اقتباس از رجاییپور و همکاران، 1391).

2-1-1-7- نیاز دانشگاهها به سازگاری
وان وات127 (1999) در این باره بیان میکند که چالشهای بزرگ لزوما مشکلساز نیستند، بنابراین دانشگاهها نباید نسبت به آنها بیتوجه باشند آنها باید سعی کنند که با این تغییرات و چالشها سازگار شوند به این منظور لازم است که آنها نوآور باشند. نوآورانه بودن و کارآفرینانه بودن دانشگاهها حداقل در سه حوزه اتفاق میافتد:
1-پژوهش
2-تدریس و یادگیری
3-انتقال دانش

2-1-1-7-1- پژوهش
با توجه به پژوهشها، دانشگاهها باید بدانند که آنها تنها منبع و سرچشمه اختراع و خلاقیت نیستند. در

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید