در سرتاسر ساختار اجتماعی فراهم می آورد. منطق شبکه ای عزمی اجتماعی ایجاد می کند که مرتبه ی آن از سطح منافع اجتماعی بخصوصی که از طریق شبکه ایجاد شده اند فراتر است. قدرت جریان ها از جریان های قدرت پیشی می گیرد. غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکه ها،منابع حیاتی سلطه و تغییر در جامعه ی ما هستند. جامعه ای که به این ترتیب می توان آن را به درستی جامعه ی شبکه ای نامید که ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است. شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است. نقطه ی اتصال یا گره نقطه ایست که در آن یک منحنی خود را قطع می کند این که نقطه ی اتصال چه چیزی است مشخصا به نوع شبکه های مورد نظر بستگی دارد. شبکه ی جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته ی آن ها تشکیل شده است. شبکه ها ساختارهایی باز هستند که می توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند و نقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا باشند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادام که از کدهای ارتباطی مشترک،برای مثال از روش ها یا اهد اف کارکردی استفاده می کنند…)(کاستلز،544:1380).
(ویژگی های اصلی جامعه شبکه ای که اینک در آغاز هزاره ی سوم علایم آن در گوشه و کنار کره ارض به چشم می خورد به اجمال عبارت است از :
1-اقتصاد اطلاعاتی که در آن بهره وری و رقابت میان شرکت ها و بنگاه های تجاری،مناطق و حوزه های اقتصادی و کشورها،بیش از هرزمان دیگر به معرفت و دانش،اطلاعات،تکنولوژی لازم برای پردازش این اطلاعات،از جمله تکنولوژی مدیریت و مدیریت تکنولوژی،متکی شده است.
2-اقتصاد جهانی که نمی بایست آن را با اقتصاد جهان یکسان پنداشت.پدیداردوم،به معنای اتحاد مبادلات تجاری در سطح جهان،قرنهاست که در جریان است در حالیکه اقتصاد جهانی در مقام یک واقعیت اجتماعی نو دربرگیرنده ی فعالیت های استراتژیک مسلطی است که قادرند در مقام یک واحد به هم وابسته،انواع کار و تکاپوی اقتصادی را در تراز جهانی و مقیاس سیاره ای در زمان واقعی به مورد اجرا درآورند.
3-فعالیت های اقتصادی شبکه ای. این فعالیت ها نوع تازه ای از سازمان و تشکیلات است که مشخصه ی فعالیت اقتصادی جهانی به شمار می آید. تحول در نحوه ی انجام کار و در ساختار اشتغال است)(castells,2010)
4-(…ظهور قطب های متقابل. فرایند جهانی شدن و شبکه ای شدن فعالیت های اقتصادی موجب قوت بخشیدن به تلاش های فردی و تضعیف نهادهای اجتماعی نظیر دولت رفاه می شود.
5-فرهنگ واقعیت مجازی. فرهنگ عصر اطلاعات در چارچوب انتقال نمادها به وسیله ی واسطه های الکترونیک شکل می گیرد.
6-سیاست بر بال رسانه. در فضای مسلط فرهنگ متکی به واقعیت مجازی،بازیگران سیاسی به منظور بقا و حضور در صحنه و تاثیرگذاری بر روند تحولات ناگزیرند از رسانه های حامل نمادهای الکترونیک و به خصوص تلویزیون به صورت تمام عیار بهره برداری کنند.
7-زمان بی زمان و فضای جریان ها. بنیان های مادی جامعه،یعنی مکان و زمان در حال دگرگونی است و پیرامون فضای جریان ها و زمان بی زمان سازمان می یابد…)(کاستلز،17،18:1380)
نقش اینترنت و به خصوص شبکه های اجتماعی در اعتراضات مخالفین دولت در کشورهای مختلف از تونس تا سوریه بارها و بارها در رسانه ها مطرح شد ه به گونه ای که در برخی موارد از شبکه های اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک با عنوان عامل های انقلاب یاد شده است و اصطلاحاتی مانند انقلاب توییتری یا انقلاب فیس بوکی بر سر زبان ها افتاده است.
در این پژوهش سعی بر این است تا به بررسی میزان تاثیر و نقش شبکه های مجازی و اجتماعی در بهار عربی پرداخته شود و به دنبال پاسخ دهی به این مدل سوال های مطرح شده پیرامون تحولات خاورمیانه است. برای پاسخ دهی باید به روند شکل گیری انقلاب ها در کشورهای منطقه و نقطه ی شروع و عطف این انقلاب ها پرداخته شود.نقطه ی شروع تمامی انقلاب های رخداده در منطقه ی خاورمیانه به نوعی یکسان است.در تونس خود سوزی یک جوان میوه فروش ،در مصر ضرب و شتم و قتل یک جوان توسط پلیس مصر،در لیبی دستگیری یک وکیل ،در بحرین قتل یک پسر نوجوان توسط نیروهای امنیتی و در سوریه دستگیری و شکنجه ی گروهی از نوجوانان به دلیل نوشتن شعار بر روی دیوار یک مدرسه باعث شعله ور و شروع اعتراضات مردمی شده است.با نگاهی کلی به بهار عربی می توان گفت که در ایجاد و شروع تمامی انقلاب های عربی ،مردم آن کشورها به دلیل یک اتفاق تصمیم به تغییر گرفته اند.(نیاکوئی،1390)
.رسانه های گروهی ،اینترنت،جامعه ی شبکه ای و شبکه مجازی نقش یک رابط را در روند این تحولات ایفا کرده و می کننداعتراضاتی که مردم آغازگر آن بودند با حمایت گروههای مختلف از طریق رسانه های جمعی وسعتی منطقه ای یافت.یکی از مولفه های شبکه های مجازی نمادها هستند که توسط جوانان انقلابی در کشورهای خاورمیانه بالاخص مصر و تونس به کار گرفته شده است.حال باید دید که چگونه این درک سیاسی برای به کارگیری نمادها توسط جوانان انقلابی ایجاد شده است.(کیا،1390)
فرهنگ ،نقشی پیچیده و مهم در ایجاد انقلاب و پیامدهای آن دارد.فرهنگ های سیاسی مخالفت،حاصل سلسله ای از عناصر گفتمانی است که به نوبه ی خود برآن عناصراثر متقابل دارد.
فرهنگ مخالفت،اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته می شود.
در واقع از فضاهای مجازی به عنوان ابزاری برای نشر و گسترش فعالیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود استفاده کنند و از این طریق توانستند خود را متجلی سازند و بسیاری از سیاست های حاکمان را به چالش و در برخی از کشورهای خاورمیانه عربی حاکمان را سرنگون نمایند.(سلطانی فر،1390)
میتراوواتس در بررسی خود در رابطه با اینترنت و حضور (“صدا”) گروهای اجتماعی “نظریه صدا” را مطرح می کند که بر این واقعیت تاکید می کند که گروهای خاموش جامعه در واقع وسیله ای ندارند تا صدای خود را به خارج از گروه برسانند اینترنت امروز توانسته این امکان را برای تمانی افراد فراهم سازد تا صدایی داشته باشند (rasaneh.ir)
افزایش مشارکت مدنی در نظرگاه‌های سیاسی آنلاین، وبلاگ‌ها و فضاهای عمومی آنلاین همانند فیس بوک، توییتر، یوتیوب، حاکی از شکل‌گیری اشکال جایگزین فعالیت سیاسی است. برخلاف اشکال سنتی فعالیت سیاسی از قبیل مشارکت در امور اجتماعی محلی، همکاری با سازمان‌های محلی و ملی، فعالیت‌های داوطلبانه و رأیدهی، این اشکال جدیدتر فعالیت مدنی به جمعی از افراد دارای حق رأی اشاره میکند که در پی شیوه‌های نوآورانه و نوین برآورده کردن الزامات مدنی است. بنابراین، فناوری‌های اطلاعاتی ارتباطی به منزله ابزاری قلمداد می‌شوند که راه‌اندازی مجدد فعالیت مدنی از طریق آنها امکان‌پذیر است Rasaneh.org))
به‌ویژه، وبلاگ‌ها، وی‌لاگ‌ها (بلاگ‌های ویدئویی) و درگاه‌های مشابه ارائه محتوا، به شهروندان عادی امکان می‌دهند تا به طور مستقیم، که پیش‌تر در دموکراسی‌های نمایندگی میسر نبوده است، در حوزه عمومی مشارکت کنند. بی‌اعتمادی فزاینده به اشکال متداول مشارکت سیاسی همراه با کاربردهای نوآورانه از فناوری‌هایی که دائماً در حال پیشرفت هستند، نشان می‌دهد که مدل‌های جدیدی از شهروندی یا فعالیت مدنی در حال ظهور است. این مدل‌های جدید، نمایانگر نوعی از دموکراسی مبتنی بر نمایندگی هستند که با فرصت‌های ارتباطی مستقیم ادغام شده‌اند و نوعی جهش یا انحراف از مدل سنتی نمایندگی دموکراتیک را به تصویر می‌کشند. (Zizi Papacharissi , 2009)
دانشوران از اصطلاحات مختلفی برای اشاره به این دگرگونی‌ها استفاده می‌کنند که از شهروند دیده‌بان شادسون (1998) گرفته تا پلورالیسم تسهیل شده بیمر (1998) یا مدلی از بازنمایی مستقیم که اخیراً کلمن (2005) آنرا پیشنهاد کرده است، در بر می‌گیرد. ویژگی مشترک تمامی این مدل‌ها این است که به شهروندان معمولی امکان دهیم تا از طریق شبکه های مجازی به طور بالقوه به یک “دروازه‌بان” یا “ناظر” تبدیل شوند و سرمایه اجتماعی را که پیشتر در اختیار رسانه‌های جریان غالب بود، به خود تخصیص دهند(Zizi Papacharissi , 2009).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رایگان درباره پژوهشگران، تلفن همراه، جهان اسلام

گفتار سوم:انقلاب ها در عصر جهانی شدن
به نظر جان فوران که از جمله جامعه شناسان تحلیل گر در حوه ی خاورمیانه و امریکای لاتین
است:انقلاب تاریخ طولانی را پشت سر گذاشته است اما به نظر نمی رسد که در مناطقی مانند ساحل غربی رود اردن و غزه ،مکزیک،الجزایر یا پرو به پایان رسیده باشد شاید هم انقلاب در بسیاری مناطق دیگر همچون مصر ،زئیر پشت دروازه هایشان باشد شاید گفتمان انقلاب در حال تغییر است ،ممکن، خاستگاه ها و کانون های بین المللی در حال جا به جایی باشد ،شاید کنشگران و فعالان انقلاب در حال عوض شدن هستند.در هر حال انقلاب تا پایان تاریخ با ما خواهد بود .چیزی که هست -به فرض فوکویاما -از نظر پنهان است.انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ی وسایل و هدف های آنها ،واستحاله های اجتماعی و سیاسی چشمگیری که در ضمن و در پی بسیج نیروهای توده ای روی می دهد ،تعریف می کنند.(فوران،1382)
انگاره ی انقلاب دو فرایند را با هم در می آمیزد که با هم موازی هستند و فقط گاهی اوقات با هم کنش متقابل دار ند :یکی ستیز نخبگان و دیگری حرکتهای گاه به گاه توده ی مردم است.بسیج توده ای اغلب هنگامی روی می دهد که بین نخبگان ستیزه ی شدید وجود دارد .کنش توده ای فقط هنگامی پیامدهای ساختاری دارد که غیر نخبگان بتوانند بر جریان ستیزه ی نخبگان اثر بگذارند وگرنه پیامد ساختاری آن قابل پیش بینی نیست. تاثیرهای ساختاری بلند مدت کنش انقلابی توده ای را می توان با مقایسه ی مبانی سازمانی قدرت نخبگان در قبل و بعد از انقلاب و شکل های سلطه ی سیاسی و بهره کشی اقتصادی نخبگان از غیر نخبگان ارزیابی کرد .(فوران،1382)
ستیز نخبگان ،غیر نخبگان را به قیام تشویق می کند و بر نتایج ساختاری کنش انقلابی توده ای تاثیر قطعی دارد .غیر نخبگان هم مانند نخگان نمی خواهند تیشه به ریشه ی خود بزنند وبه دنبال آنندکه از چند و چون ساختارها و ستیزه های اجتماعی آگاه شوند تا بدانند کی و کجا بسیج آنها اثر بخش است.آنها هم مانند نخبگان ،ممکن است در بازخوانی ساختار اجتماعی دچار اشتباه شوند و در شرایط غیر معمول محلی گشایش های چشمگیری را ببینند.
هر انقلاب در دراز مدت بر حسب این نکته متبلور می شود که نخبگان و غیر نخبگان تا چه اندازه در ناتوان کردن ویا در دستیابی به سازو کارهای شبه دولتی در سلطه و قبضه کردن کنترل از نخبگان شکست خورده،موفق می شوند.(کوهن،1388)
در بررسی انقلاب های جهان سوم و خاورمیانه با یکسری مولفه های اصلی مواجه می شویم که بیشترین تاثیر را در تبیین انقلاب های این منطقه دارند که شامل :
1-توسعه وابسته که منظور از آن فرایندی است که به صورت رشد در درون محدودیت ها مشخص می شود
2-حکومت سرکوبگر ،انحصارگراومتکی به شخص که اغلب با توسعه ی وابسته همراه است،سرکوب نیروهای طبقه ی پایین وکنار زدن طبقه ی متوسط بالنده و نخبگان اقتصادی را در مشارکت در امور سیاسی در پیش می گیرد.
3-شکل گیری / تبلور فرهنگ های سیاسی مقاومت
4-بحران انقلابی همراه با رکود اقتصادی
5-ارتباط باز با نظام جهانی یعنی امکان نفوذ خارجی. (فوران ،1382)
انقلاب اطلاعات نقش های مختلفی که بازیگران در عرصه روابط بین الملل ایفا می کنند را متحول کرده است.انقلاب اطلاعات نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار شیوه ی عمده تغییر داده است.
نخست اینکه :حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند . فلج ناشی از فزونی اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها وسیاست گذاران باید

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید