آفریند. تحولات تکنولوژی که در عرصه ارتباطات در یک دهه گذشته صورت گرفته در تمامی عرصه های زندگی بشری اثرات عمیقی بر جای گذاشته و واکنش های فردی، ملی، منطقه ای و بین المللی را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروزه جنبه ای از زندگی بشری را نمی توان یافت که متاثر از فضای مجازی نباشد. در عصری که همه مفاهیم در حال جهانی شدن و به موازات آن پیشرفت هایی که در حوزه فناوری ارتباطات صورت می گیرد، می توان گفت سرنوشت جوامع و افراد هرچه بیشتر به این فرایند گره می خورد. به درستی می توان قرن بیست و یکم را قرن فضای مجازی نامید. ما در عصر ارتباطات به سر می بریم عصری که در آن ارتباط شکلی شبکه ای به خود گرفته است
امروزه با پدید آمدن عصر جهانی شدن روندهای متعارضی از کنش و واکنش میان دو فضای مکانی و رویدادی مطرح می شود. فضای رویدادی فضایی متفاوت از ساختار وستفالیایی دولت های ملی است. گر چه این ساختار پست وستفالیایی با مقاومت هایی از سوی فضای مکانی روبروست ولی با قدرتی فزاینده در حال سلطه و شکل دادن الگوهای نوینی در توزیع قدرت و ثروت در نظام جهانی است. امروزه شاهد رشد سریع روند جهانی شدن در منطقه، و به دنبال آن شکل گیری شبکه های مجازی، جامعه شبکه ای، اینترنت و… هستیم. چرا که جهانی شدن پدیده ی پیچیده ایست که ضمن محدودیت های خاص خود، شکل جدیدی از ارتباطات اجتماعی را موجب می شود. نژاد بشری با ورود به قرن بیست و یکم پیشرفت همه جانبه و فوق العاده ای در توانایی های علمی و تکنولوژیکی داشته است . تکنولوژی اطلاعات با ایجاد فضای مجازی و دیجیتالی دنیای کوچکی به وجود آورده که در آن با فشرده شدن زمان و مکان جنبه های مختلف زندگی خصوصی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.

علاوه بر این، در این دوره عوامل سیاسی، اقتصادی و فر هنگی از اهمیت ویژه ای بر خوردار شده اند چرا که با پیشرفت فزاینده ی فناوری و اطلاعات آگاهی جوامع نسبت به خود هر چه بیشتر آشکار می شود، که این خود زمینه ساز شکل گیری جنبش های اجتماعی و اعتراضی در سراسر جهان به ویژه مناطق در حال توسعه شده است.
پیشرفت سریع در عرصه ارتباطات به طور بی نظیری جهان را کوچک و فشرده کرده است . امروزه جامعه انسانی در متن یک فرایند رسانه ای شده زندگی می کند. رسانه ها با قرار گرفتن در میان جوامع فکری و سازمان قدرت، فرصت وامکان تبادل نظر و تعامل فکر-قدرت را فراهم می آورد. امروزه بعد فرهنگی جهانی سازی نیز بسیار حائز اهمیت است چرا که نوآوری تکنولوژی در زمینه ی فرهنگی مانند اینترنت، فکس، ماهواره، شبکه های مجازی و ظهور رسانه های جهانی باعث شده که مرزهای فرهنگی از بین بروند. تو سعه ی روز افزون بهره گیری از ارتباطات و گسترش وسایل و رسانه های ارتباط جمعی در میان مردم در سطح جهان مردم را از نقش صرفا منفعلا نه خارج کرده است. مردم با بهره گیری از این رسا نه ها و فضایِ مجازیِ حاصل از آن دارای نقش فعال تری شده اند، چراکه رسانه ذهنیت سازی، انگاره پردازی، گفتمان سازی و تولید قدرت را در دست دارد. در یک سال اخیر شاهد شکل گیری و گسترش حرکت های مردمی در منطقه ای از جهان بوده ایم که انتظار نمی رفت چنین حر کت هایی آن هم در منطقه ی خاورمیانه عربی که دارای زیر ساخت های قدرت سنتی می باشد، رخ دهد. با وجود این، برخی موانع ساختاری را می توان در فرایند دموکراتیزاسیون برشمرد: رویکرد ارتدوکس به اسلام در این منطقه باعث شده گرایشات تفسیریِ عقل گرایانه در حاشیه قرار گیرند، از سوی دیگر فقر فرهنگی، همچون فرهنگ پدرسالاری و انقیادی، و عدم رفاه اقتصادی تحقق دموکراسی را به تعویق انداخته است.
حوادث یک سال اخیر خاورمیانه باعث شگفتی همگان شده، شگفت انگیزترآنکه این حوادث به شکلی دومینووار به حرکت خود در میان کشورهای خاورمیانه عربی ادامه می دهد. در تفسیری خوش بینانه می توان گفت که گسترش رسانه های شبکه ای وشکل گیری فضای مجازی، رشد و آگاهی مردم منطقه را افزایش داده است، به گونه ای که توانسته حکومت های دیکتاتوری منطقه را با مشکل مواجه سازد.
نکته ی قابل توجه در تمامی تحولات منطقه، تاثیر متفاوت رسانه ها، سایت ها، اینترنت و شبکه های مجازی بر فرایند انقلاب است. به گونه ای که در تونس گسترش فضای مجازی پیش از انقلاب و در مصر پس از آغاز فراگردهای انقلابی بوده است. به عبارت دیگر فضای مجازی و شبکه ای در تونس پیشینی و در مصر پسینی است. منطقه ای همچون خاورمیانه که در آن هدف تولیدات فرهنگی تحت کنترل حاکمان، همواره توجیه رژیم های حاکم و دیدگاه های آنها بوده، رسانه های مجازی همچون توییتر، فیس بوک و…خارج از اراده ی نظارتیِ حاکمیت سبب ساز تغییرات عمیقی در محتوا ،بسترو موضوعات شده است. فناوری اطلاعات و اینترنت به کاربران شبکه های اجتماعی مجازی این امکان را می دهد که به صورت ناشناس به تبادل اطلاعات بپردازند. رسانه های نوین در قالب فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در تسهیل و فروپاشی نظام های اقتدار گرا، حفظ ارتباط، بسیج کنش جمعی و افزایش سطح تعامل مردم نقش کارآمد دارند چرا که مهمترین کارکرد رسانه انتقال پیام است.
رسانه های مدرن به فعالان اجتماعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این امکان را می دهند که اجتماعات و انجمن هایی مجازی برپا کنند.از این میان اینترنت بیش ازسایر رسانه ها به فعالان سایبری در بسیج معترضان، ایجاد کنش جمعی و پخش اطلاعات یاری رسانده است.
روند جهانی شدن و شکل گیری جامعه ی شبکه ای باعث تغییرات بنیادین در سایر عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن منطقه شده است از آنروکه شبکه ها ساختارهایی باز هستندکه می توانند بدون هیج محدودیتی گسترش یابند. یکی از ویژگی های بارز آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است. گرچه بازتاب و تاثیر شکل گیری رسانه های مجازی در این منطقه انکارناپذیر و قابل بررسی است، اما مسئله ی اساسی بررسی (عدم) زیر ساخت های مورد نیاز کشورهای این منطقه برای شکل گیری روندهای دموکراسی سازی است، چرا که ماهیت این جنبش ها دموکراسی خواهانه است و گذار به دموکراسی از مفاهیم اساسی جامعه شناسی سیاسی در دنیای امروز است. در این پژوهش دو کشور مصر و تونس، با سابقه ی طولانی دیکتاتوری، برای بررسی انتخاب شده اند. تونس از جهت تقدم و مصر از جهت تکرار پذیری روند اعتراضاتِ تونس و اینکه مصر از یک سو بزرگترین واحد سیاسی-جمعیتی جهان عرب، مرکز ثقل اندیشه ی ملی گرایی عربی و از سوی دیگر به دلایل ژئو پلیتیکی، ژئو اکونومیکی و ژئواستراتژیکی یکی از تاثیر گذارترین کشورها در حوزه ی آفریقا، دنیای عرب و جهان اسلام محسوب می شود.
فراگرد زمانی این تحولات و شیوه های متفاوت تا ثیر گذاری جامعه ی شبکه ای بر سیر این تحولات از موضوعات قابل تامل است، چرا که تحلیلگران با رویکردهای متفاوت علل مختلفی را سبب ساز این اعتراضات عنوان کرده اند: از جمله بحران مالی جهانی، افزایش جمعیت، بالا بودن نرخ بیکاری، فساد مالی و .. با این حال تمامی آنها قویا بر نقش، جایگاه ومیزان تاثیر گذاری شبکه های مجازی، رسانه ها، اینترنت و.. اذعان دارند

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگان دفاع مشروع، سازمان ملل، مخاصمات مسلحانه

سوال تحقیق:
با توجه به گسترش رسانه های ارتباطی و همه گیر شدن جامعه مجازی پرسش اساسی این است که بروز جامعه شبکه ای و پیدایش فرهنگ سیاسی مقاومت چگونه موجب تکوین جنبش های انقلابی در مصر و تونس شده است؟

فرضیه تحقیق:
فرضیه مقدماتی در این پژوهش عبارت است از این که:ظهور جامعه شبکه ای و فرهنگ سیاسی مقاومت از جمله عوامل پیروزی انقلاب در کشورهای مصر و تونس شده است.
تعریف متغیرها:
از مفاهیم مورد بررسی در این پژوهش جامعه شبکه ای می باشد که خود دارای شاخص های چندی من جمله:شبکه های اجتماعی،اینترنت،فیس بوک،تلفن همراه و ….. می باشد.در بیان تعریف جامعه شبکه ای به نظریات کاستلز و گیدنز اشاره شده است.
مفهوم دیگری که از مفاهیم محوری در این پژوهش می باشد مفهوم انقلاب است که ابتدا تعریفی سنتی ازآن ارائه شده است و سپس با توجه به تحولات عصر حاضر به باز تعریف آن پرداخته ایم.در ارائه تعریف انقلاب اشاره به تعریف جان فوران شده است از شاخص های انقلاب به بررسی انقلاب اطلاعاتی،انقلاب اقتصادی،انقلاب تکنولوژی و ….. اشاره شده است.
متغیرهای این پژوهش چنین می باشند:
متغیر مستقل:جامعه شبکه ای
متغی میانجی:فرهنگ سیاسی مقاومت
متغیر وابسته:پیروزی انقلاب

جامعه شبکه ای
شبکه ها ریخت جدید اجتماعی جوامع ما را تشکیل می دهند و ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است و قدرت جریان ها از جریان های قدرت پیشی می گیرد.شبکه مجموعه ای از نقاط اتصال یا گره های به هم پیوسته است

انقلاب
انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ی وسایل و هدف های آنها و استحاله های اجتماعی و سیاسی چشمگیری که در ضمن ودر پی بسیج نیروهای توده ای روی می دهد تعریف می کنند.
عصر حاضر،عصر ارتباطات و اطلاعات است و انقلاب ها،انقلاب ارتباطاتی و اطلاعاتی است که عامل پیروزی بخش در آنان شبکه های مجازی،اینترنت و شبکه های اجتماعی است.برای اینکه یک انقلاب موفق شکل بگیرد 5 عامل علی با هم ترکیب می شوند:1-توسعه ی وابسته 2- حکومت سرکوبگرومتکی به شخص 3-شکل گیری و تبلور فرهنگ سیاسی مقاومت 4- رکود اقتصادی 5-ارتباط باز با نظام جهانی

فرهنگ سیاسی مقاومت
فرهنگ،نقشی مهم و پیچیده در ایچاد انقلاب و پیامدهای آن دارد.فرهنگ سیاسی مقاومت حاصل سلسله ای از عناصر مادی و گفتمانی است که اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته می شود.
یکی از همبسته های جامعه ی شبکه ای، جنبش های اجتماعی نو است.از آنجا که انقلاب ها رویدادهایی آتشین، هیجان انگیز و جذاب اند و توجه زیادی را به خود جلب می کنند.
جنبش های اجتماعی را می توان تلاش یا کنش جمعی برای ایجاد تغییرات مطلوب یا جلوگیری از تغییرات نا مطلوب دانست. جنبش های اجتماعی معاصر به شدت به رسانه های جمعی متکی اند و از طریق آنها با نمایش اعتراض ها درخواست های خود را مطرح می کنند. جنبش های اجتماعی جدید دارای پایگاه های محلی هستند و به جای جهت گیری ملی حول گروه های کوچک متمرکز شده اند و بیشتر بر جنبه هایی نظیر فرهنگ،شیوه ی زندگی و مشارکت در سیاست اعتراض توجه دارند. جنبش های اجتماعی در قبال مشکلاتی که در عصر جهانی شدن از طریق رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی شفاف تر مطرح می شوند، قابلیت بسیج عمومی و سیاسی را دارند

ادبیات تحقیق:
تحولاتی که از سال2010 در خاورمیانه آغاز شده و کماکان ادامه دارد سبب ساز جذب پژوهشگران و تحلیلگران به این منطقه شده است که هر طیف از پژوهشگران ازنقطه نظری به بررسی این منطقه پرداخته اند.نگارنده این پژوهش به بررسی میزان نقش شبکه های ارتباطی بر تحولات خاورمیانه عربی پرداخته. این که رسانه چه نقش و جایگاهی در این جوامع، جوامعی که در سال های اخیر با تغیرات فراوانی در بافت اجتماعی خود روبرو بوده اند.از افزایش سریع تحصیل کردگان به عنوان مثالی می توان نام بردکه پیامد آن ظهور نخبگان جدیدی بود که تخصص داشتند و آگاهی کامل داشتند به ابزار های ارتباطی امروزی که خود زمینه های جنبش های نوین اجتماعی را فراهم کردند، رسانه های مجازی با شکستن انحصار دولت در مهندسی افکار عمومی و آشکار کردن ناتوانی دولت در مدیریت کشور سبب شکل گیری تحولات اخیر در خاورمیانه شدند. توانایی رسانه های مجازی در بسیج افکار عمومی به اندازه ای بود که تحولات اخیر را می توان انقلاب رسانه ای نام نهاد. رسانه های مجازی فرصت مناسبی را در اختیار گروه های اجتماعی گذاشتند تا علاوه بر افزایش آگاهی جوانان و اطلاع رسانی به سازماندهی گسترده آنان بپردازند و از آنجا که گروه های مختلف اجتماعی نی

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید