–286- قسمت 7

به افزایش نفوذ منطقه ای ایران و افزایش شکاف با متحدین عرب سنتی اش منجر شده است. با توجه به این تغییر و تحولات، امریکا از اواسط سال 2006 به ویژه از زمان جنگ 33 روزه تغییراتی در رویکرد خاورمیانه ای خود داد و پس از آن ایجاد بازدارندگی و موازنه سازی در مقابل ایران بسیار پرنگ تر شد. در این راستا بود که آمریکا تأکید بر اصلاحات در جهان عرب را بسیار تعدیل و حتی تعطیل کرد و کوشید به کشورهای میانه رو عربی نزدیک شود. با تلاش امریکا و برجسته شدن تهدیدات ناشی از موقعیت جدید ایران برای کشورهای عربی، سیاست مداران واشنگتن سعی کردند جبهه و ائتلاف جدیدی متشکل از دولت های میانه رو عربی، اسرائیل و امریکا در مقابل محور ایران و متحدان آن شکل دهند.
در شرایط کنونی ائتلافی ضد ایرانی توسط کشورهای منطقه خاورمیانه به رهبری ایالات متحده شکل گرفته است. برای تبیین این ائتلاف، نخست باید تعریفی از مفهوم ائتلاف ارائه داد. ائتلاف یک تعهدرسمی یا غیر رسمی به همکاری امنیتی با نیت افزایش قدرت، امنیت و نفوذ هریک از آنان است. عنصر کلیدی در معنادار ساختن یک ائتلاف، تعهد به حمایت متقابل در برابر تهدیدات ناشی از یک یا چند بازیگر خارجی است. در شرایط کنونی چنین ائتلافی بر علیه ایران شکل گرفته، کشورهای غربی، عربی و اسرائیل به دلایلی مشترک و متفاوت ایران را تهدید تصور می کنند و با نگرانی به فعالیت های آن نگاه می کنند و به همین دلایل است که این کشورها با نگرانی و احساس تهدید به فعالیت های هسته ای ایران نگاه می کنند. این بازیگران سعی می کنند تا با تشکیل ائتلاف هایی جلوی هژمون منطقه ای را بگیرند.
2-7-4- ائتلاف ها و محورهای منطقه ای
ائتلاف غربی – عربی موجود در منطقه خاورمیانه را می توان ائتلاف چرخ پره ای نامید ، بدان معنا که ایالات متحده به مثابه چرخ و محور ائتلاف عمل می کند و اعراب و اسرائیل با همراهی با آن، به پره های این ائتلاف شکل می دهند و سعی در موازنه گری در برابر ایران دارند. اگر چه این ائتلاف، به ویژه با حضور اسرائیل در آن تا حدودی شکننده است، اما مأموریت آن روشن است و آن موازنه کردن و مهار ایران است( شریعتی نیا،1389: 202).
در مقابل مدل چرخ پره ای یا محافظه کار، ایران محوری دیگری از ائتلاف و موازنه ایجاد کرده است که موسوم به «محور مقاومت یا پایداری» عربی است که در این مدل متحدان استراتژیک ایران حماس، حزب الله و پل ارتباطی آنان سوریه است که به عنوان عمق نفوذ استراتژیک ایران و خط مقدم مقاومت شناخته می شود. سقوط صدام (2003) و به قدرت رسیدن حکومت شیعی در عراق نیز این کشور را به این حلقه تا حدودی نزدیک کرد. روابط نزدیک حکومت شیعی عراق با جمهوری اسلامی ایران، رابطه با سوریه و حزب الله لبنان ؛ همواره این مسأله در سطح منطقه مطرح بوده است که توازن استراتژیک منطقه ای به هم خورده است و ایران جایگاه ویژه و برتری در سطح منطقه به دست آورده است، از جمله کشورهای منطقه که نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند رژیم صهیونیستی و عربستان بودند و در مقابله با ایران، تشییع و مقاومت برآمدند، بعد از تحولات اخیر منطقه ترکیه نیز به تدریج به این جریان نزدیک شده است و درصدد جلوگیری از نقش ایران در منطقه پرداخت. در مورد بحران سوریه می توان گفت که تداوم و پیچیدگی بحران این کشور ناشی از رقابت بین دو جریان متضاد «مقاومت» و «محافظه کار» در منطقه خاورمیانه است. توضیح آنکه، پیش از انقلاب‎های عربی و به راه افتادن موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی، نظام منطقه‎ای حول دو محور مشخص یعنی «محور اعتدال یا محافظه کار» و «محور مقاومت یا پایداری» شکل گرفته بود. محور اعتدال شامل کشورهای عربستان سعودی، قطر، ترکیه و چند کشور دیگر خلیج فارس بودند. ویژگی اصلی این محور این بود که اعضای این محور سیاست خارجی خود را در چارچوب سیاست‎های خاورمیانه‎ای غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا تعریف می‎کردند. در حالی که «محور مقاومت» یا «پایداری» که شامل کشورهای ایران و سوریه هستند، در تضاد با سیاست‎های منطقه‎ای آمریکا قرار دارند. در این میان، سوریه در محور مقاومت از جایگاه ژئوپلیتیک و استراتژیک ویژه‎ای برخوردار است؛ چرا که حلقه اتصال بین ایران با حزب الله در لبنان وجریان مقاومت حماس در فلسطین است. با آغاز بهار عربي شاهد بروز رقابت فزاینده بین جریان مقاومت شامل كشورهاي ایران و سوریه و گروههاي مقاومت حزب الله لبنان و حماس در مقابل جریان محافظه کار در منطقه خاورميانه بوده ايم.



---------------------------

–286- قسمت 7

به افزایش نفوذ منطقه ای ایران و افزایش شکاف با متحدین عرب سنتی اش منجر شده است. با توجه به این تغییر و تحولات، امریکا از اواسط سال 2006 به ویژه از زمان جنگ 33 روزه تغییراتی در رویکرد خاورمیانه ای خود داد و پس از آن ایجاد بازدارندگی و موازنه سازی در مقابل ایران بسیار پرنگ تر شد. در این راستا بود که آمریکا تأکید بر اصلاحات در جهان عرب را بسیار تعدیل و حتی تعطیل کرد و کوشید به کشورهای میانه رو عربی نزدیک شود. با تلاش امریکا و برجسته شدن تهدیدات ناشی از موقعیت جدید ایران برای کشورهای عربی، سیاست مداران واشنگتن سعی کردند جبهه و ائتلاف جدیدی متشکل از دولت های میانه رو عربی، اسرائیل و امریکا در مقابل محور ایران و متحدان آن شکل دهند.
در شرایط کنونی ائتلافی ضد ایرانی توسط کشورهای منطقه خاورمیانه به رهبری ایالات متحده شکل گرفته است. برای تبیین این ائتلاف، نخست باید تعریفی از مفهوم ائتلاف ارائه داد. ائتلاف یک تعهدرسمی یا غیر رسمی به همکاری امنیتی با نیت افزایش قدرت، امنیت و نفوذ هریک از آنان است. عنصر کلیدی در معنادار ساختن یک ائتلاف، تعهد به حمایت متقابل در برابر تهدیدات ناشی از یک یا چند بازیگر خارجی است. در شرایط کنونی چنین ائتلافی بر علیه ایران شکل گرفته، کشورهای غربی، عربی و اسرائیل به دلایلی مشترک و متفاوت ایران را تهدید تصور می کنند و با نگرانی به فعالیت های آن نگاه می کنند و به همین دلایل است که این کشورها با نگرانی و احساس تهدید به فعالیت های هسته ای ایران نگاه می کنند. این بازیگران سعی می کنند تا با تشکیل ائتلاف هایی جلوی هژمون منطقه ای را بگیرند.
2-7-4- ائتلاف ها و محورهای منطقه ای
ائتلاف غربی – عربی موجود در منطقه خاورمیانه را می توان ائتلاف چرخ پره ای نامید ، بدان معنا که ایالات متحده به مثابه چرخ و محور ائتلاف عمل می کند و اعراب و اسرائیل با همراهی با آن، به پره های این ائتلاف شکل می دهند و سعی در موازنه گری در برابر ایران دارند. اگر چه این ائتلاف، به ویژه با حضور اسرائیل در آن تا حدودی شکننده است، اما مأموریت آن روشن است و آن موازنه کردن و مهار ایران است( شریعتی نیا،1389: 202).
در مقابل مدل چرخ پره ای یا محافظه کار، ایران محوری دیگری از ائتلاف و موازنه ایجاد کرده است که موسوم به «محور مقاومت یا پایداری» عربی است که در این مدل متحدان استراتژیک ایران حماس، حزب الله و پل ارتباطی آنان سوریه است که به عنوان عمق نفوذ استراتژیک ایران و خط مقدم مقاومت شناخته می شود. سقوط صدام (2003) و به قدرت رسیدن حکومت شیعی در عراق نیز این کشور را به این حلقه تا حدودی نزدیک کرد. روابط نزدیک حکومت شیعی عراق با جمهوری اسلامی ایران، رابطه با سوریه و حزب الله لبنان ؛ همواره این مسأله در سطح منطقه مطرح بوده است که توازن استراتژیک منطقه ای به هم خورده است و ایران جایگاه ویژه و برتری در سطح منطقه به دست آورده است، از جمله کشورهای منطقه که نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند رژیم صهیونیستی و عربستان بودند و در مقابله با ایران، تشییع و مقاومت برآمدند، بعد از تحولات اخیر منطقه ترکیه نیز به تدریج به این جریان نزدیک شده است و درصدد جلوگیری از نقش ایران در منطقه پرداخت. در مورد بحران سوریه می توان گفت که تداوم و پیچیدگی بحران این کشور ناشی از رقابت بین دو جریان متضاد «مقاومت» و «محافظه کار» در منطقه خاورمیانه است. توضیح آنکه، پیش از انقلاب‎های عربی و به راه افتادن موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی، نظام منطقه‎ای حول دو محور مشخص یعنی «محور اعتدال یا محافظه کار» و «محور مقاومت یا پایداری» شکل گرفته بود. محور اعتدال شامل کشورهای عربستان سعودی، قطر، ترکیه و چند کشور دیگر خلیج فارس بودند. ویژگی اصلی این محور این بود که اعضای این محور سیاست خارجی خود را در چارچوب سیاست‎های خاورمیانه‎ای غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا تعریف می‎کردند. در حالی که «محور مقاومت» یا «پایداری» که شامل کشورهای ایران و سوریه هستند، در تضاد با سیاست‎های منطقه‎ای آمریکا قرار دارند. در این میان، سوریه در محور مقاومت از جایگاه ژئوپلیتیک و استراتژیک ویژه‎ای برخوردار است؛ چرا که حلقه اتصال بین ایران با حزب الله در لبنان وجریان مقاومت حماس در فلسطین است. با آغاز بهار عربي شاهد بروز رقابت فزاینده بین جریان مقاومت شامل كشورهاي ایران و سوریه و گروههاي مقاومت حزب الله لبنان و حماس در مقابل جریان محافظه کار در منطقه خاورميانه بوده ايم.



---------------------------