دانلود پایان نامه

داد که کیفیت گزارشگری بهتر در شرکتهای خانوادگی، خطر حسابرسی و نیاز به سرمایهگذاری حسابرسی بزرگتر را کاهش میدهد؛ به همین دلیل است که هزینههای حسابرسی این دسته از شرکتها کمتر است.
2-3-1-3- تأمین مالی، سرمایهگذاری، کیفیت گزارشگری مالی و وثیقه
میرز و ماجولف (1984) در پزوهش خود به بررسی رابطه بین تأمین مالی شرکتها و تصمیمگیریهای سرمایهگذاری در مواقعی که شرکتها دارای اطلاعات اضافی نسبت سرمایهگذاران هستند، پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که شرکتها در این وضعیت از صدور سهام جدید خودداری میکنند و بنابراین فرصتهای سرمایهگذاری ارزشمند را از دست میدهند. افزونبر این، نتایج پژوهش میرز و ماجولف نشان داد که در این موقعیتها، شرکتها ترجیح میدهند از طریق ایجاد بدهی تأمین مالی کنند.
فازاری و همکاران141 (1988) در پژوهشی با عنوان محدودیتهای مالی و سرمایهگذاری شرکت به بررسی نقش محدودیتهای مالی در تعیین سرمایهگذاری شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک پرداختند. سپس، شرکتها را بر مبنای سیاستهای تقسیم سود طبقهبندی و فرض کردند که شرکتهای با نسبت بالاتر سود تقسیمی، کمتر در معرض محدودیتهای مالی قرار دارند. یافتههای پژوهش آنان نشان داد که جریان نقدی بر سرمایهگذاری شرکتهای با سود تقسیمی کمتر، نسبت به شرکتهای با سود تقسیمی بیشتر، مؤثرتر است. یافتهها فرض تأثیر جریان نقدی بر سرمایهگذاری شرکت به دلیل نارساییهای بازار سرمایه را تقویت کرد.
بلک ویل142 و وینترز143 (1997) در پژوهش خود تحت عنوان شواهدی از ارزش اقتصادی حسابرسی در فرآیند وامدهی نشان دادهاند که شرکتهای دارای گزارش حسابرسی توانستهاند از وام با نرخ بهره کمتری استفاده نمایند. نمونه انتخابی آنان مشتمل بر 212 پرونده وام بوده است، از نظر آنها هزینه حسابرسی از مابه التفاوت نرخ سود بانکی پویش داده میشود.
جون لین و همکاران144 (2003) در پژوهشی به بررسی تجربی رابطهی محتوای اطلاعاتی گزارش حسابرس و استفادهکنندگان گزارش حسابرسی طی سالهای 1998 تا 1999 پرداختند. روش پژوهش به این صورت است که یک سری صورتهای مالی به همراه دو نوع گزارش حسابرسی مقبول و مشروط در اختیار سرمایهگذاران و اعتباردهندگان قرار داده شده و از آنان خواسته شده تا نظر خود را درباره اعتبار صورتهای مالی و توصیه به سرمایهگذاری در سهام یا اعطای وام بیان نمایند. نتایج پژوهش آنان نشان میدهد گزارش مشروط تأثیر منفی بر اعتبار صورتهای مالی شرکتها میگذارد اما با این حال ارتباط معناداری بین محتوای اطلاعاتی گزارش حسابرسی و تصمیمهای اقتصادی اعتباردهندگان، سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان وجود ندارد.
ویم وردچرز و تنسی استیجورز (2006) در پژوهش خود به بررسی عوامل وثیقه تجاری همزمان با تعیین وثیقه/تعهدات شخصی پرداختند.نتایج پژوهش آنها نشان داد که خصوصیات روابط عامل مهمتر از وثیقه به عنوان حفاظت از وام و خصوصیات قرضدهنده است و نیاز به وثیقه در طول روابط بانک – وام گیرنده کاهش می یابد؛ همچنین نتایج پژوهش ویم وردچرز و تنسی استیجورز نشان داد که علاوه بر مباحث ریسک،مباحث تجاری به توضیح درگرو گذاشتن وثیقه کمک می کند.
فردریکسون و هیلاری (2010) در پژوهشی به بررسی تأثیر کیفیت افشا بر رابطه بین جریانهای نقدی شرکت و ارزش داراییها و سرمایهگذاریها آن پرداختند. آنان از اطلاعات قبل و بعد از کاهش قابل ملاحظه قیمت نفت در سال 1986 استفاده کردند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت افشای بالا باعث کاهش اثر شوک وارد شده قیمت نفت بر سرمایهگذاریها میشود.
لمن و رابرتز (2010) در پژوهش خود به بررسی واکنش تصمیمهای تأمین مالی و سرمایهگذاری شرکتها به تغییرات در تأمین اعتبار پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که در شرکت مورد مطالعه موارد قابل جایگزین با بدهی بانکی و سرمایه محدود بودند و این عامل باعث کاهش سرمایهگذاریها شد.
لوکاس منخوف و همکاران (2012) در پژوهش خود راهحلی برای نیاز به وثیقه در شرایطی که وامگیرندگان فاقد دارایی کافی برای تعهد به عنوان وثیقهاند را ارائه کردند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که وامدهندگان وامهای بدون وثیقه را از طریق تضمین شخص ثالث و اعطای وام رابطه اما به وسیله اصلاح شرایط وام مانند کاهش اندازه وام به اجرا درآوردند؛ همچنین نتایج پژوهش لوکاس منخوف وهمکاران نشان داد که تضمینها نسبتاً مهمترین جایگزین هستند و نیاز به وثیقه به طور مستقل را برای اعطای وام رابطه کاهش میدهند.
چانی و همکاران (2012) در پژوهش خود به بررسی تأثیر ارزش داراییهای وثیقهای و تغییر در آن بر سرمایهگذاری شرکتها در بازه زمانی 1993 تا 2007 پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که در صورت وجود اصطکاک تأمین مالی، شرکتها از داراییهایی که میتوان آنها را گرو گذاشت بهعنوان وثیقه برای تأمین مالی پروژههای جدید استفاده کرد. همچنین، نتایج پژوهش چانی و همکاران نشان داد که تغییر در ارزش داراییهای وثیقهای تأثیر زیادی بر سرمایهگذاری شرکتها دارد.
یانگ145 (2014) در پژوهش خود به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی شرکتها و ارزش وثیقه وامهای آنها پرداخت. نتایج پژوهش وی نشان داد که بین کیفیت حسابرسی و میزان وثیقههای مورد نیاز رابطه منفی و معنادار وجود دارد؛ افزونبر این، نتایج پژوهش یانگ نشان داد که این رابطه منفی در شرکتهایی که سهامداران بزرگ قادر به کنترل فعالیتهای شرکت هستند و میزان جدایی کنترل و مالکیت بیشتر است، ضعیفتر میباشد.
ب
الاکریشنان و همکاران (2014) در پژوهش خود به بررسی رابطه بین سرمایهگذاری، تأمین مالی و کیفیت گزارشگری مالی شرکتها در شرایط تغییر در ظرفیتهای تأمین مالی (ارزش داراییهای وثیقهای) پرداختند. همچنین، آنان این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که آیا کیفیت گزارشگری مالی شرکتها تحت تأثیر تغییر در ظرفیتهای تأمین مالی آنها قرار میگیرد. نتایج پژوهش بالاکریشنان و همکاران نشان داد که تصمیمهای تأمین مالی و سرمایهگذاری شرکتهای با کیفیت بالای گزارشگری مالی نسبت به شرکتهای با کیفیت پایین گزارشگری مالی، کمتر از تغییر در ارزش داراییهای وثیقهای تأثیر میپذیرد. به عبارت دیگر، کیفیت گزارشگری مالی نقش تعدیلکنندگی بر رابطه بین تصمیمهای تأمین مالی و سرمایهگذاری با تغییر در ارزش داراییهای وثیقهای ایفا میکند. افزونبر این، نتایج پژوهش آنان نشان داد که در صورت کاهش ظرفیتهای تأمین مالی شرکتها، آنها کیفیت گزارشگری خود را بهبود میبخشند.
2-3-2- پژوهشهای انجام شده در داخل کشور
2-3-2-1- تأمین مالی و سرمایهگذاری
طبیبیان و سوری (1375) روند شکلگیری سرمایهگذاری بخش خصوصی در اقتصاد ایران را مورد مطالعه و بررسی قرار دادند و بر مبنای الگوی نئوکلاسیک، بر اثرات ناشی از سه متغیر تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم به منزله جانشینی مناسب برای هزینه فرصت سرمایهگذاری و نسبت نرخ ارز در بازار غیررسمی به نرخ رسمی آن، تمرکز داشتند. به دلیل نبود بازار سرمایه منسجم در کشور و نرخ بهرهای که منعکسکننده عرضه و تقاضای منابع مالی باشد، آنها از نرخ تورم به عنوان هزینه فرصت سرمایهگذاری استفاده کردهاند و از نسبت نرخ ارز غیررسمی به قیمت رسمی ارز، به عنوان معیاری برای ثبات سیاست های اقتصادی دولت استفاده نموده اند. بر اساس برآوردهای الگوی آنها، سرمایهگذاری واقعی بخش خصوصی در ایران، نسبت به افزایش در درآمد واکنشی مثبت و معنادار و نسبت به افزایش هزینه فرصت، نرخ تورم و نیز نسبت به حاشیه ارزی واکنشی منفی و معنادار نشان می دهد.
ابزری و همکاران (1386) در پژوهشی به بررسی و تجزیه و تحلیل روشهای تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که با وجود عدم تفاوت معنادار بین استفاده از روشهای مختلف تأمین مالی (سود انباشته، سهام و بدهی) بین شرکتهای مورد مطالعه، بین نحوه تأمین مالی شرکتها و اندازه آنها رابطه معناداری وجود دارد و با گسترش اندازه شرکتها، استفاده از سود انباشته و سهام برای تأمین مالی افزایش مییابد.
مدرس و محمدی (1388) تأثیر مدیریت سود در تصمیمهای سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صنایع مختلف را بررسی نمودند. در دوره مورد بررسی (1384-1380) 166 شرکت از صنایع مختلف انتخاب شدند. سپس با استفاده از شاخص ایکل این شرکتها به دو گروه شرکتهای دستکاریکننده سود (93 شرکت) و غیردستکاریکننده سود (73 شرکت) طبقهبندی شدند. نتایج بررسی نشان داد که شرکتهای دستکاریکننده سود در دوره دستکاری سود سطح سرمایهگذاری بالاتری نسبت به فرصتهای سرمایهگذاری مورد انتظار ندارند. همچنین، این شرکتها در دوره مالی بعد نیز سطح سرمایهگذاری پایینتری از فرصتهای سرمایهگذاری مورد انتظار نداشتهاند اما نتایج تحقیق در کل گویای این مطلب است که در شرکتهای مورد مطالعه مدیرت سود اعمال می شود.
شورورزی و همکاران (1389) در پژوهشی به بررسی رابطه بین فرصتهای سرمایهگذاری و سیاستهای تقسیم سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین فرصتهای سرمایهگذاری و سیاستهای تقسیم سود رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
سلیمانی امیری و فرشی (1391) در پژوهش خود به بررسی اثر تأمین مالی از طریق بانک و اهداف مالیاتی بر رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری پرداختند. نتایج پژوهش آنان با استفاده از اطلاعات مالی 134 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1382 تا 1388 نشان داد که کیفیت گزارشگری مالی شرکتهایی که عمدتاً از بانک تأمین مالی میکنند با سرمایهگذاری کمتر و بیشتر از حد رابطه منفی دارد؛ افزونبر این، نتایج پژوهش سلیمانی امیری و فرشی نشان داد که در شرایط فشار مالیاتی کیفیت گزارشگری مالی با سرمایهگذاری کمتر و بیشتر از حد رابطه مثبت دارد؛ بنابراین در شرایط فشار مالیاتی کیفیت گزارشگری مالی باعث افزایش کارایی سرمایه گذاری نمیشود.
ستایش و همکاران (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و محدودیت در تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین کیفیت اقلام تعهدی و رشد در کیفیت اقلام تعهدی با محدودیت در تأمین مالی رابطه منفی معناداری وجود دارد اما بین کیفیت افشای شرکتها و رشد در میزان کیفیت افشا با محدودیت در تأمین مالی آنها رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، نتایج پژوهش نشاندهنده آن است که بین تمرکز مالکیت با محدودیت در تأمین مالی رابطه مثبت معناداری وجود دارد در حالی که بین اندازه شرکتها و محدودیت درتأمین مالی آنها رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما بین عمر شرکتها و محدودیت در تأمین مالی آنها رابطه معناداری وجود ندارد.
خواجوی و گرگانیفیروزجاه (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین ویژگیهای هیأت مدیره و روشهای تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آ
نان نشان داد که بین اندازه هیأت مدیره و تأمین مالی داخلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، بین استقلال هیأت مدیره و درصد مالکیت اعضای هیأت مدیره با تأمین مالی خارجی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه با موضوعفرسودگی شغلی، تعهد سازمانی، تعهد عاطفی

2-3-2-2- کیفیت گزارشگری مالی
نوروش (1377) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و تعداد حسابداران آموزش دیده در واحدهای تجاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. وی با بررسی رابطه بین استخدام تعداد بیشتر حسابداران آموزش دیده و کیفیت گزارشگری مالی نشان داد که شواهدی دال بر کیفیت برتر سیستم گزارشگری مالی در شرکتهایی که از حسابداران آموزش دیده بیشتری استفاده میکنند، نسبت به سایر شرکتها، وجود ندارد.
خواجوی و ناظمی (1384) طی پژوهشی به بررسی ارتباط بین کیفیت سود و بازده سهام با تأکید بر نقش ارقام تعهدی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که میانگین بازده سهام شرکتها، تحت تأثیر میزان ارقام تعهدی و اجزای مربوط به آن قرار نمیگیرد.
قائمی و وطن پرست (1384) نقش اطلاعات حسابداری در


دیدگاهتان را بنویسید