جوانان در زمینه گرایش به دینباوری بدون توجه به سبکهای یادگیری آنان است در صورتی که، آموزشهای دینی بر اساس سبک یادگیری باشد قطعا” موفقیت بیشتری بدست میآید.
دیدگاه روانشناسی معاصر، ذهن انسان را بعنوان نظام پیچیده‌ای از فرآیندهای متعامل در نظر می‌گیرد که اطلاعات مختلف را به شیوه‌های متفاوتی پردازش می‌نماید. سبک‌های مختلف یادگیری در واقع بیانکننده نحوه پردازش اطلاعات در مقابل محرک‌های گوناگون می‌باشد. در عین حال که افراد در موقعیت‌های گوناگون، اطلاعات را با توجه به شرایط محیطی پردازش می‌نمایند، دارای کلیتی یکپارچه و خاص خود هستند و این کلیت، دارای ویژگی‌های کم و بیش باثبات و پایدار است. افراد با توجه به این ویژگی‌های کم و بیش باثبات و پایدار، به صورت منحصر به فرد عمل می‌نمایند. این‌گونه عمل کردن، برخورد با محیط و با موقعیت‌های یادگیری، تابع سبک یادگیری است و در نهایت سبک یادگیری، تابع ویژگی های شخصیتی کم و بیش ثابت و پایدار می باشد.(ایزنک و گلن8،1369)
اصطلاح سبکهای یادگیری کاملاً جدید است. نتایج مطالعات نشان میدهد افراد در چگونگی گرایش به یک تکلیف متفاوتند و این تفاوتها صرفاً ناشی از هوش و یا قابلیت های اجتماعی نیست. « این سبکها روشهای ترمیمی برای پردازش و سازماندهی اطلاعات و پاسخدهی به محرکهای محیطی است».
یونگ نظریه سنخ‌های روانی را برای رده‌بندی افراد بر حسب الگوهای شخصیتی متفاوت ارائه کرده است. نظریه یونگ بر روی چهار کارکرد روانی تمرکز دارد:
1.برون‌گرایی در مقابل درون‌گرایی 2 .منطق در مقابل شهود9
3.تفکر10درمقابل احساس11 4 .قضاوت12در مقابل ادراک13
سازه برونگرایی و نقطه مقابل آن درونگرایی، تقریبا در تمامی نظریههای مربوط به شخصیت نقش عمده ایفا میکند. کارل یونگ اولین کسی بود که به توصیف بعد درونگرایی _ برونگرایی شخصیت پرداخته است و معتقد بود که برونگراها انرژی روانی خود را بر بیرون و دنیای خارج متمرکز میسازند و درونگراها انرژی خود را معطوف به درون، به سوی خود و رویدادهای خصوصی درونی، متوجه میسازند(کاستا14،1990).
در روانشناسی، باورهای دینی به عنوان بخش جدایی ناپذیر ماهیت انسان تلقی می شود.آلپورت15(1950) از رابطه انسان و مذهب سخن به میان آورده است. اگرچه در تعریف «دین» بین اندیشمندان اختلاف نظرهاى فراوانى وجود دارد، ولى «دین یعنى شیوه رفتار صحیح انسانى، آن گونه که خدا مىخواهد. » از منظر قرآنى، کسى دیندار است که اعمال و رفتار او موجب رضایت خداى سبحان شود.
دین به عنوان مقوله‌ایی درزندگی انسان درتمامی شئون و روزنه‌های وجودی او اثر می‌گذارد و انسان نیز از آن متاثر می‌گردد. این تاثیر وتاثر هم در جنبه های فردی انسان است وهم در جنبه‌های اجتماعی.انسان ذاتا مشتاق دین است و فطرت او با عناصر درون دینی ارتباط تکوینی و ماهوی دارد(بشیری،1390)
در مورد مسأله مورد توجه این پژوهش متأسفانه پژوهشی که به شکل مستقیم به موضوع سبکهای یادگیری و رابطه آن با دینباوری در دانشجویان پرداخته باشد سندی در دست نیست، اما آنچه در این بین خصوصا در ایران کمتر مورد توجه بوده توجه به سبکهای یادگیری به عنوان فاکتور ارزیابی کننده برای مشخص کردن گرایش به دینباوری افراد می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر میتواند رابطهی معنیداری بین سبکهای یادگیری و گرایش به دینباوری در بین دانشجویان جامعه آماری بیابد. این موضوع در هیچیک از پژوهشهای گذشته مورد توجه قرار نگرفته است. به عنوان مثال درپژوهشی که رزمجویی(1388)تحت عنوان رابطه تیپهای شخصیتی یونگ و ابعاد آن با پیشرفت تحصیلی دانشجویان است و یا در پژوهش دیگری هم که توسط لیری16و استیوارت17(2012) انجام گرفته، درواقع تعامل بین سبکهای یادگیری دانشجویان با روشهای تدریس مورد بررسی قرارگرفته است و در چندین پژوهش دیگر بیشتر به رابطه سبکهای یادگیری با پیشرفت و عملکرد تحصیلی پرداخته شده است و در این پژوهشها دینباوری مورد غفلت واقع شده است. بر این اساس در این بررسی بهدنبال آن هستیم که ارتباط بین ابعاد مختلف متغیر سبکهای یادگیری را با موضوع گرایش به دینباوری دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد را در سال تحصیلی 94-93 را مورد مطالعه قرار دهیم.

1-3- ضرورت و اهمیت مسأله
امروزه در تمام اقصی نقاط جهان وظیفه یاددهی و بهبود آن محور فعالیتهای تمام نهادهای آموزشی است و در واقع اعتبار یک نظام آموزشی وابسته به میزان یادگیری فراگیران آن قلمداد میشود یادگیری به عنوان یک متغیر بسیار پیچیده، محصول عوامل متعددی مثل هوش، انگیزه، محیط مناسب، عوامل خانوادگی و اجتماع است که از همه آنها تأثیر میپذیرد(امینی،1391).
یکی از ضروریات زندگی بشریت یادگیری است. روند رو به تحول زندگی انسانها به یادگیری آگاهانه وابسته است. هدف اساسی هر نظام آموزشی ایجاد شرایط بهینه برای تسهیل یادگیری است. در دنیای امروز برای پیشبرد تعلیم و تربیت نیاز به یادگیری و سبک‌های خاص یادگیری می‌باشد. یادگیری فرایند پیوستهایی است، که در سراسر طول عمر مخصوصا در طی دوره تحصیل ادامه دارد، بنابراین آزمودنی وارد تعامل با تنوعی از حرفههای تدریس با سبکهای آموزشی مختلف و موقعیتهای تدریس متفاوت میشود که نیازمند سازگاری سبکهای شناختی است(اوریا18 و همکاران،2011).
در حالی که تحقیقات در مورد کاربردهای آموزشی هنوز هم در مراحل اولیه خود ب
ا
قی مانده است، شواهد به دست آمده از تحقیقات گوناگون نشان میدهند که دقت نظر در مورد سبکهای یادگیری ممکن است در ارتباط با موضوعات متنوع آموزشی سودمند باشد. از این رو، مطالعات در مورد سبکهای یادگیری و ارتباط با یادگیری، بخش عظیمی از روانشناسی امروز را به خود اختصاص داده است.
گرایش انسان به دین امری ذاتی، عمیق و ریشه‌دار است. دین نه تنها تأمین کننده بسیاری از نیازهای انسان، بلکه خود نیازی بنیادین و نهفته در ژرفای وجود آدمی است. نیاز انسان به دین امری جاودان و زوال‌ناپذیر است. لازمه ذاتی بودن دین‌ورزی این است که دین همچون دیگر غرایز و نیازهای ذاتی انسان همپای حیات بشر بپاید و آینده بشریت را همچون گذشته در نوردد. لاجرم گسست بین انسان و دین را هرگز نمی‌توان و نباید انتظار داشت.
اخیرا” در انجمن روانشناسان آمریکا، بخش مربوط به روانشناسی دین ایجاد شد و تعدادی از روانشناسان به عضویت آن درآمدند و کتابهای زیادی در این مورد نوشته شده است(خدایاریفرد وهمکاران،1388).
اطلاعات موجود و پژوهشهای صورت گرفته درحیطهروانشناسی دینی، اغلب مربوط به سنجش نگرشها و اعتقادهای دینی در زمینه دین مسیحیت است(هانت و کینگ19،1971) و تعمیم آن به جامعه اسلامی ما به دلیل دارا بودن فرهنگ دینی متفاوت با ادیان، شاید امکانپذیر نباشد. با وجود اینکه در دو دهه اخیر، در جهان تحقیقات فراوانی در مورد دین و اهمیت آن انجام شده، متاسفانه در کشور ما به این موضوع و کارکردهای روانشناختی و جامعهشناختی آن کمتر توجه شده است و در مجلات، فصلنامهها و نشریههای داخل و خارج کشور، کمتر میتوان تحقیقات و نتایج بررسیهای مربوط با این موضوع را مشاهده کرد.
نبود تحقیقی جامع و علمی در زمینه اعتقادهای دینی پس از گذشت سه دهه از استقرار جمهوری اسلامی و تلاش مسئولان در راستای رشد فضایل معنوی و حاکم ساختن ارزشهای اسلامی بر زندگی مردم، ضرورت دینپژوهی را آشکار میسازد. ضرورت دیگر این پژوهش گزارشهایی است که در زمینه ضعف دینداری در بین مردم بهویژه جوانان مطرح میشود(نماز و نو ساز،1377).
کاربردهایی که این پژوهش میتوان داشته باشد در حوزههای علمیه، به این صورت که بر اساس شناخت سبکهای یادگیری دانشجویان آنان را به سمت رشته های مختلف حوزوی راهنمایی کرد.

1-4 اهداف پژوهش
هدف اصلی
بررسی رابطه بین سبکهای یادگیری یونگ با گرایش به دینباوری در بین دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه است.

اهداف ویژه
تعیین میزان رابطه بین سبک یادگیری برونگرایی و درونگرایی با گرایش به دینباوری است.
تعیین میزان رابطه بین سبک یادگیری منطقی و شهودی با گرایش به دینباوری است.
تعیین میزان رابطه بین سبک یادگیری متفکرانه و احساسی با گرایش به دینباوری است.
تعیین میزان رابطه بین سبک یادگیری قضاوتی و ادراکی با گرایش به دینباوری است.
تعیین میزان تفاوت بین سبکهای یادگیری یونگ با گرایش به دینباوری است.

1-5. فرضیات پژوهش
فرضیه کلی: بین سبکهای یادگیری یونگ با گرایش به دینباوری در بین دانشجویان رابطه وجود دارد.
فرضیههای جزئی:
بین سبک یادگیری برونگرایی و درونگرایی با گرایش به دینباوری دانشجویان رابطه معنیداری وجود دارد.
بین سبک یادگیری منطقی و شهودی با گرایش به دینباوری دانشجویان رابطه معنیداری وجود دارد.
بین سبک یادگیری متفکرانه و احساسی با گرایش به دینباوری دانشجویان رابطه معنیداری وجود دارد.
بین سبک یادگیری قضاوتی و ادراکی با گرایش به دینباوری دانشجویان رابطه معنیداری وجود دارد.
بین سبکهای یادگیری یونگ با گرایش به دینباوری در بین دانشجویان تفاوتی وجود دارد.

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی

الف : تعاریف نظری
سبک یادگیری: می توان این سبک را به عنوان رویکرد شخصی یادگیرندگان به یادگیری، حل مسأله، و پردازش اطلاعات تعریف کرد(سیف، 1391).
درون‌گرایان به افکار و احساسات خویش توجه دارند، نگران آینده و محافظه‌کارند، اصول و معیارها را مهمتر از خود اعمال می‌دانند و در نوشتن بهتر از گفتن هستند. مردم‌گریز و دیرآشنا هستند(شعاری نژاد،1354).
برون‌گرایان به افراد و اشیا توجه دارند. در زمان حال زندگی می‌کنند و به خود اعمال توجه دارند. خون‌گرم، پرحرف، زودآشنا و اهل معاشرت و اجتماعی هستند(همان منبع).
سنخ حسی: ادراک از طریق فرایندهای حس آگاهانه است(یونگ20،1382).
سنخ شهودی: به طور مستقیم از محرک خاصی در دنیای بیرونی ناشی نمیشوند(شولتز و همکاران، 1384).
سنخ شمی: ادراک از طریق محتویات و ارتباطات ناخودآگاهانه است(یونگ،1382).
سنخ متفکرانه: افرادی که این کنش در آنها قویتر است میکوشند جهان را با استدلال بشناسند و به روابط منطقی جهان توجه دارند(شولتز،1378).
سنخ احساسی: افرادی که این کنش در آنها مسلط است میکوشند جهان را با احساسات خوشایند و ناخوشایندی که از تجربههای خود دارند بشناسند(همان منبع).
سنخ ادراکی: این افراد جهان را آنچنان که هست تجربه میکنند(شعارینژاد،1354).
سنخ قضاوتی: افرادی که این کنش در آنها قویتر است درشناخت جهان، به یک ناخودآگاه یا دراک درونی توجه دارند و میکوشند به نیروی نهانی موجود در اشیا پی ببرند(شولتز،1378).
دین: عبارت است از دسته‌ای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید و روش‌هایِ ثابت و غیرِ قابلِ
تغییرِ همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد می‌کند(دور کیم،1383).
دین باوری: به‏معنای باور به دین، پذیرش آن و گردن نهادن به آن در اندیشه و عمل است(عزیزان،1389).

ب : تعاریف عملیاتی
سبکهای یادگیری: در این پژوهش سبک یادگیری را می توان روشی دانست که یادگیرنده آن را به روش های دیگر ترجیح میدهد. برخی از روان شناسان پرورشی و علوم تربیتی این سبکها را ترجیحات یادگیری نیز مینامند(سیف،1391).منظور سوالاتی استکه در پرسشنامه 87 سوالی مایرز- بریگز سبکهای یادگیری را میسنجد.
سبک یادگیری درون گرایی- برون گرایی: این سبک عواملی را که جهت یادگیری به فرد انرژی و انگیزه می‌دهد بررسی میکند. برونگرایان براساس انرژی گرفتن از افراد و اشیای دیگر عمل میکنند. ولی درونگرایان از انرژی درونی و از ایده‌ها و مفاهیم خود انرژی میگیرند(اسکوگورینسکی، 2003).25 سوال اول پرسشنامه به سنجش این سبک از یادگیری میپردازد که گزینه الف شامل برونگراها و گزینه ب درونگراها را شامل میشود.
سب

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *