بازاریابی در سالهای اخیر به دلیل دیجیتالی شدن دوباره تعریف شده است و با تسهیل رسانه ها و تأثیرگذار کاربر ایجاد شده ، کارکردهای بازاریابی سازمان ها مجبور شده اند سازگار شوند.

نقش اصلی مدیر بازاریابی (CMO) به عنوان یک سیستم عامل جدید و راه هایی برای برقراری روابط یا برقراری روابط با مصرف کنندگان و ظهور مشتریان بیشتر از برندها ، برای مشاغل مهمتر می شود.

این در حالی است که این میزان دستیابی به پتانسیل بی رویه برای بازاریابان امکان پذیر است ، بلکه به معنای افزایش انتظارات مصرف کننده با رقابت به مراتب بیشتر از گذشته است.

به همین ترتیب ، CMO اکنون به نقش محوری مورد نیاز برای رشد یک تجارت تبدیل شده است تا بتواند در بازار فعلی بماند و چون در دوره دیجیتال تکامل می یابد ، این سؤال را ایجاد می کند ، آینده چه چیزی را نگه می دارد؟ قوی> برای این موقعیت و چرا دائما در حال تغییر است؟

شروع CMOs

از آنجا که بازاریابی در سطح شرکت از بخش های فردی تکامل می یابد ، نقش CMO با تمرکز بر تبلیغات ، تحقیقات بازار و مدیریت برند متولد شد.

در سالهای اخیر ، قابل توجه ترین تغییر در عملکرد بازاریابی به طور کلی تغییر “فروش” به روابط است. جایی که قبلاً CMO مشغول ایجاد کمپینهایی بود و باعث می شد مردم بخواهند آنچه را که می فروشد ، بخواهند ، حالا این مربوط به مصرف کننده است و با آنچه می خواهد مطابقت دارد. همچنین با استفاده از سیستم عامل های بازاریابی کمتری متنوع بود ، از منابع داده محدودی برای جمع آوری برخوردار بود و تأکید شدیدی بر تبلیغات داشت.

در بحران اقتصادی جهانی سال ۲۰۰۸ ، نقش CMO به عنوان اضافی از نیاز برخی مشاغل درک شد. اما اکنون سازمانها می دانند که این موقعیت برای انواع عملکردها و نقش استراتژیک آن بسیار مهم است ، به ویژه با تغییر رفتار مصرف کننده و بازاریابی بیشتر در مورد درآمد و تولید سرب.

اقتصادی

CMOs چگونه از سازمان ها بهره می گیرند؟

در C-suite ، CMO ها صرفاً بازاریابی ، چیزهای بیشتری را در جدول قرار می دهند ، زیرا اکنون وظیفه تسهیل تجربه مشتری در کنار کارهای مالی و استراتژیک را نیز بر عهده دارند.

در نتیجه ، این نقش با هم ترازی اهداف خود با مصرف کنندگان و استفاده بیشتر از یک رویکرد بیرونی که تجارت را با مشتریان خود متصل می کند ، به کانون محوری در تجارت تبدیل می شود. این امر مستلزم CMOs – فعلی و مشترک – برای متنوع سازی و برآوردن انتظارات در مقیاس وسیع در شرکت در زمینه رشد ، نوآوری و تحلیل است.

۶۸٪ از مدیران ارشد اکنون انتظار دارند که CMO ها محرک رشد باشند که جای تعجب برای کیمبرلی ویتلر ، مدیر ارشد سابق پروکتور و گمبل نیست. “اکنون ، نه تنها بازاریابان باید متخصص مالی باشند ، بلکه باید متخصص باشند و راه های ارتباط برقرار کردن با مصرف کنندگان را درک کنند.”

دامنه گسترده CMO به معنای پیدا کردن تعادل بین تأمین نیازهای مشتری ضمن ایجاد درآمد و تسهیل رشد برای شرکت است.

یک دوره کوتاه مدت کوتاه

با چنین تحولات جدی ، تعریف موقعیت خود باعث سردرگمی زیادی شده است که تا حدودی مسئولیت تصدی CMOs یکی از کوتاهترین در C -suite است که تنها ۵۷٪ از CMO ها در موقعیت خود ۳ سال بوده اند. یا کمتر ، با متوسط ​​تصدی ۴٫۱ سال. این تقریبا نیمی از زمان متوسط ​​تصدی مدیرعامل و کمتر از ۵٫۱ سال متوسط ​​برای CFO است.

اکنون ، بیشتر CMO ها می توانند انتظار داشته باشند که در کمیته اجرایی بنشینند و مستقیماً به مدیرعامل گزارش دهند ، اما عدم شفافیت در مورد نقش شغلی و همچنین سوء تفاهم درباره آنچه که سازمان در واقع به آن نیاز دارد ، باعث شده است تا بسیاری از عناوین شغلی مانند رئیس مورد بررسی قرار گیرند. افسر رشد یا مسئول مشتری و راههای جایگزین مانند مشاوره. این مناطق تمرکز بیشتری دارند و به CMO اجازه می دهند مناطق مشخص شده مورد نظر خود را کاوش کرده و انتظارات مجموعه C اما در نقش شغلی کمتری را برآورده سازند.

در نتیجه ، بسیاری از مشاغل گزارش می دهند که چالش CMO کامل در عین حال حفظ آنها را دشوار می کند ، زیرا سازمان ها دقیقاً آنچه را که لازم دارند تعریف نمی کنند. ۸۰٪ مدیرعامل ها نسبت به مدیرعامل خود ابراز نارضایتی کرده اند ، اما این ممکن است نتیجه عدم انتظارات باشد زیرا این وظیفه مدیر عامل است که نقش خود را در سازمان بطور خاص و آنچه برای تجارت آنها معنی می دهد تعیین کند.

به عنوان مثال ، یک بررسی شورای CMO گزارش داد که در حالی که ۴۸٪ از CMO ها تمرکز استراتژیک داشتند و برای ارزیابی برنامه های رشد بلند مدت نیاز به وقت داشتند ، اما تقریبا نیمی از آنها زمان واقعی خود را صرف بررسی بودجه های مالی و پرداختن به کمپین ها و تأیید محتوا می کردند. فرصت کمی برای وظایف کلی خود باقی می گذارند.

راه حل؟ شرکتها برای برآورده کردن این عناصر و مسئولیتهای نقش ، باید به توسعه سازمانی خود نگاه کنند و ماهیت تطبیقی ​​بازار را تسهیل کنند.

راه حل

عفتهمه ، اگر CMO ملزم به ایجاد استراتژی های رشد سریع در انواع رشته ها از امور مالی تا فروش باشد ، سازمان ها باید برای اداره پاسخگویی در سراسر کشور ، نه فقط در عملکرد بازاریابی ، فرآیندهای ایجاد کنند. اجتناب از اثر سوراخ کبوتر که در واقع مانع CMO ها از پتانسیل کامل آنها می شود.

کبوتر

نحوه یافتن کامل CMO

داشتن یک تعریف روشن از نیاز و استراتژی بازاریابی سازمانی و همچنین توضیحی شفاف برای افرادی که نامزدهای مناسب تر و بلند مدت CMO را استخدام می کنند بسیار مهم است.
استخدام

به خاطر داشته باشید که همه نقشهای CMO یکسان نخواهند بود. نکته اصلی این است که نقش را متناسب با سازمانهای فردی تعریف می کنیم و درک درستی از چگونگی تعامل CMO بین بخش ها باعث می شود که استخدام بسیار راحت تر برای مجموعه C باشد.

ویتلر و مورگان در مورد ۳ نوع نقش CMO برای ارزیابی تناسب در سازمان ها بحث می کنند و می یابند:

تصدی گسترده – تقریباً یک چهارم از CMO ها وظیفه طراحی استراتژی هایی را برای دستیابی به رشد سودآوری تجارت از طریق فروش ، ارتباطات بازاریابی ، نوآوری ، فروش و طراحی محصول بر عهده دارند.

تمرکز استراتژی – ۳۱٪ تمرکز خود را بر تجزیه و تحلیل و بینش استراتژی رشد با مسئولیت در نوآوری ، طراحی محصول و بینش مشتری می گذارد.

تجاری سازی – اکثریت – ۴۶٪ بیشتر در ارتباط با فروش و بازاریابی هستند که شامل تبلیغات ، رویدادها ، ایجاد محتوای دیجیتال ، تبلیغات و رسانه های اجتماعی است.

انتخاب بین این نقش ها می تواند مشکل باشد ، اما باید شرکت و مجموعه C شما را درگیر کند تا چه میزان بینش مصرف کننده در استراتژی کلی تأثیر دارد. اگر این یک عنصر مهم است که بر توسعه محصول و تجربه مشتری تأثیر می گذارد ، نقش CMO باید به شدت استراتژیک و گسترده باشد. با این حال ، اگر نوآوری محصول یا خدمات نیاز به آن را تحریک کند ، بازاریابی روی تجارت و فروش متمرکز است که باید در نقش CMO به شدت برجسته شود.

مدیر عاملان و مدیران ارشد همچنین باید روی ویژگی های کاندیداها تمرکز کنند که به آنها امکان ابتکاری و چابک می دهد تا اطمینان حاصل شود که می توانند با تغییراتی در استراتژی سازمانی و تغییر در رفتار مصرف کننده سازگار شوند تا نیازهای بازار را برآورده سازند. این بدان معنی است که نقش CMO از سه نوع ذکر شده در بالا ترکیبی می شود.

نتیجه دیجیتالی شدن

این فقط نیازهای سازمانی نیست که نقش را شکل می دهد ، نحوه تصمیم گیری و خریداران در نتیجه دیجیتالی شدن بسیار پیچیده تر است.

CMO مدرن باید با روندهای متغیر ، پیشرفتهای تکنولوژیکی و آخرین موارد محرمانه در هر دو نوع نگرش و هم بستر سازگار باشد تا بتواند فعالیتهای مؤثری انجام دهد. واکنشی واکنشی در بازار برای موفقیت بازاریابی مهم است و این شامل تجزیه و تحلیل مقدار زیادی از داده ها در فرآیند بازاریابی به منظور تعریف مجدد استراتژی است.

در جایی که زمانی تبلیغات تبلیغاتی گسترده ای مانند بازاریابی مستقیم پستی یا تبلیغات رادیویی صورت گرفته است که هدف آن دسترسی گسترده مخاطبان منفرد بوده است ، هدف قرار دادن آگهی به بازاریاب ها اجازه می دهد تا مخاطبان خود را انتخاب کنند و عملکرد بازاریابی را به دانش زیادی مبدل کنند که در آن مورد استفاده قرار گیرند. . بازاریابی مبتنی بر داده بر روی سیستم عامل های مختلف ، نقش CMO را در عرصه های مختلف هیجان انگیز تر می کند و سیستم عامل های مختلف درک متفاوتی از مصرف کننده و استراتژی های خاص خود را در نظر می گیرند.

با داشتن امکان بررسی دقیق مصرف کنندگان به صورت آنلاین ، مصرف کننده آگاه که بیشتر بر مسئولیت اجتماعی شرکت ها تأکید می کند و خواستار سازمان های اخلاقی و پایدار است ، می آید. اینفلوئنسرها ، وبلاگ نویسان و افزایش محتوای تولید شده توسط کاربر به عنوان یک رقابت عمل می کنند و همچنین بر اعتبار یک سازمان بسیار تأثیر می گذارند ، و CMO باید نحوه پیمایش در این مین را بفهمد.

آینده CMO به نظر می رسد روشن

تغییر نگرش مصرف کننده و نیاز به پاداش مداومدر این زمان های دیجیتال نیاز به CMO ها را نشان می دهد و بعید است که به زودی تغییر کند.

از آنجا که تمرکز بازاریابی از “فروش” به تعامل و ایجاد روابط با ارتباطات شخصی شده با مصرف کنندگان تغییر می کند ، کلید اصلی این گفتگو است. انجام این کار مستلزم استخراج مقادیر زیادی از داده ها از امثال رسانه های اجتماعی و تجزیه و تحلیل آن در رابطه با استراتژی تجارت است. همچنین به نیروی کار نیاز دارد که اصول دیجیتال و تأثیر آن در آگاهی از برند ، منجر و درآمد را درک کند.

از آنجا که فناوری جدید مانند بازاریاب های باتلاقی هوش مصنوعی با اطلاعات ، موقعیت CMO متنوع تر و خاص تر برای سازمان های فردی خواهد بود زیرا انتظارات آنها از آنها خواسته است تا بینش استراتژی و چالش های شغلی را به کار گیرند.

شرکت ها برای تمرکز روی تجربه مشتری ، مشتری را در مرکز استراتژی قرار می دهند و CMO ها در تهیه پلی بین داده های مصرف کننده و استراتژی واقعی نقش مهمی خواهند داشت.

چیزی که تغییر نخواهد کرد این است که CMO ها همچنان با استفاده از طبیعت و تأثیر موقعیت ، کلاه های زیادی را می پوشند.

کلوداگ اوبراین

متخصص ارشد محتوا